تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
هامش
استاد : نه ، در واقع همهء « چرا » ها سؤال از علت است ولى گاهى عليت را در بيرون در نظر مىگيريم و گاهى در ذهن . در آن مثالى كه عرض كردم ، يك وقت مسألهء وجود عينى ميكرب و وجود عينى آن عوارض از قبيل سرفه است . در اينجا « لم ثبوتى » يعنى نظام عليت در عين ، كه ميكرب علت ضايعهء ريوى و ضايعه علت سرفه شده است ؛ و يك وقت مىخواهيم كشف كنيم ، در مرحله علم : از يك علامت ، يك شىء را كشف مىكنيم ؛ يعنى علم ما به اين علامت ، علت مىشود براى علم ما به ذوالعلامة . پس در واقع يك نوع عليت است . - نسبت به علم ، ثبوتى است . استاد : بسيار خوب ، مىدانم ؛ ولى نسبت به آن [ يعنى خارج ] اثباتى است . اصلًا اثباتى يعنى ثابت شدن در ذهن . ثبوتى يعنى وجودىِ عينىِ واقعى قطع نظر از ذهن . اثباتى يعنى ثابت شدن آن براى ما . نظير آن حرفى كه امروزيها گاهى مىگويند : وجود فى نفسه شىء و وجود شىء براى ما . يك وقت ما نظام عليت را در وجود فى نفسه اشياء در نظر مىگيريم ، و يك وقت در وجود آنها براى ما ( براى ذهن ) . پس اين هم بالاخره باز مىگردد به نوعى عليت . - حرف كانت را مىتوانيم اين‌طور بگوييم كه او همهء عالم را از لحاظ اثباتى در نظر مىگيرد . استاد : بله ، مىگويد از نظر ثبوتى نمىتوان . - يعنى آن تمايزى كه بين فنومن و نومن مىدهد ، تمايز بين اثبات و ثبوت است . استاد : به يك معنا اين‌طور است ، ولى به يك معناى ديگرطور ديگرى مىگويد . « عالم براى ما » چون قسمتى از عناصر شناخت ما را خود ذهن مىدهد با « عالم براى خودش » اصلًا ممكن است مغاير باشد . نه فقط جريانش مغاير است ؛ اصلًا انطباق هم ممكن است در واقع نباشد . - كانت كه ساكت است . استاد : بله ، مىگويد دليل نداريم ؛ اين قضيه مشكوك است . يعنى ما اين عالم را اين گونه ، با اين وضع ، با اين نظام ، با اين عليت ، با اين زمان ، با اين مكان ، با اين نسب و اضافات مىبينيم ؛ شايد همهء اينها ساختهء ذهن ما باشد و در عالم واقع و نفس الامر نه اضافه‌اى باشد نه كيفيتى ، نه عليتى ، نه زمانى و نه مكانى . البته اينها [ ماترياليستها ] اين را نمىگويند . - بله ، فقط از لحاظ فهم اصطلاح عرض كردم كه آنچه كه صحبت مىكند ناظر به مرحلهء اثبات است . - مىتوانيم اين نتيجه گيرى را به‌طور خلاصه بكنيم ( يعنى به آن دو جمله كه شما در مورد هگل و ديگران گفتيد يك جمله اضافه كنيم ) بگوييم كه هگل مىگفت : فلاسفهء ديگر مىخواستند جهان را با علت توجيه كنند و من با دليل مىخواهم جهان را توجيه كنم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 535 | مرتضى مطهرى