تقدم دهرى ] اما انفكاك طولى نه عرضى « 1 » .
تا اينجا ما اقسام تقدم و تأخر را ذكر كرديم . حاجى هم اين اقسام را اول ذكر كرده است و ما هم مخصوصاً به تبع حاجى اول اين اقسام را ذكر كرديم براى اينكه تا اقسام ذكر نشود ذهن آمادگى ندارد كه اينها را خوب تشريح و تحليل كند .
اكنون در ختام كلام و پايان اين درس اشاره مىكنيم به خلاصهاى از آنچه گفته شد ، و طرح مسائلى كه بايد در درسهاى آينده مورد بحث قرار گيرد .
گفتيم دو مطلب اساسى در اينجا هست : يكى اينكه اصلًا تقدم و تأخر يعنى چه ؟
تقدم و تأخر را به اين نحو تعريف كردهاند ؛ گفتهاند متقدم و متأخر در امرى اشتراك .
هامش
( 1 ) . - اين تقدم دهرى چه فرقى با آن سبق و تقدم بالحقيقه دارد ؟ .
استاد : در سبق بالحقيقه حساب حقيقت و مجاز در كار بود . اينجا كه سخن از سبق و تقدم دهرى است ، هر دو حقيقت است . در آنجا قضيه اين بود كه ما دو شىء داريم كه واقعيت را به هر دو نسبت مىدهيم ولى اين واقعيت نسبتش به يكى از ايندو حقيقى است ونسبتش به ديگرى وقتى كه به دقت عقلى نگاه مىكنيم مجازى است . عرف اين را حقيقت مىداند اما در واقع مجاز است . اين به اعتبار اينكه سايهء اوست و در كنار او هست آنچه را كه به او نسبت مىدهند به اين [ هم ] نسبت مىدهند نه اينكه واقعاً خودش اين را داشته باشد .
- يعنى در آنجا نوعى فعاليت ذهن هم در كار است .
استاد : فعاليت ذهن است ، بله . آنجا پاى بالذات و بالعرض در كار مىآيد . در اينجا هر دووجود دارند منتهاى مطلب اين است كه آن متقدم ، در مرتبهء يك عالَم است و اين [ متأخر ] در مرتبهء عالم ديگرى است و از نظر طولى متقدم و متأخر از يكديگر انفكاك دارند .
- كه اين تقدم دهرى ميرداماد به شدت و ضعف هم برنمى گردد .
استاد : درواقع شدت و ضعف هست ولى ايشان نظر به شدت و ضعف ندارد ؛ فقط به همين جهت نظر دارد كه به اصطلاح از نظر مرتبهاى يك نوع تقدمى را بيان كرده باشد . البته ملاك اين نوع تقدم را بعد در باب ملاكات ذكر مىكنيم ولى اجمالًا مىگوييم : متقدم از نظر متن عالم وجود و متن عالم واقع متنى را اشغال كرده است كه متأخر اشغال نكرده است . هرچه اين از نظر متن واقعيت اشغال كرده است آن هم اشغال [ كرده ] و آن ، چيزى را از نظر متن واقعيت اشغال كرده است كه اين اشغال نكرده است .
- بر مبناى ميرداماد مىشود گفت كه مثلًا عالم ملكوت و ساير عوالم نسبت به هم تقدم و تأخر دارند .
استاد : بله ، همينطور است . تقدم دهرى همين است . حال او اسمش را « دهر » گذاشته است ، شما مىتوانيد بگوييد « ملكوت » ، فرق نمىكند . در رابطهء عوالم با يكديگر هر عالمى بر عالم ديگر نوعى تقدم خاص دارد كه ميرداماد آن را « تقدم دهرى » ناميده است .