نبات بر حيوان مقدم است يعنى نسبت نبات به جسميت مقدم است بر نسبت حيوان به جسميت ؛ يعنى نبات اقرب به جسميت است تا حيوان . اما اگر انسان را به عنوان مبدأ اعتبار كنيم قضيه برعكس مىشود ؛ حيوان به انسان نزديكتر است تا نبات .
بنابراين تقدم و تأخر رتبى يا ترتيبى ، اختصاص به امور مكانى و جسمانى ندارد . وقتى كه در اينجا يك شىء را كه هم جسم است هم معدن است هم نبات است هم حيوان است و هم انسان درنظر مىگيريم و مثلًا مىگوييم نبات اقرب به جسميت است تا حيوان ، در اينجا يك امر مكانى در كار نيست ؛ چون در خارج ، آن شيئى كه موجود است جسميتش عين معدنيتش است ، معدنيتش عين نباتيتش است ، نباتيتش عين حيوانيتش و حيوانيتش عين انسانيتش است ؛ يعنى در خارج ، اينها روى هم چيده نشده است كه بعد بخواهيم يك ترتيب مكانى برايش قائل شويم .
3 . سبق بالشرف
وقتى دو شىء در يك فضيلت و شرافت با يكديگر مشترك باشند اما سهم يكى از آنها از آن فضيلت و شرافت بيش از ديگرى باشد در اينجا مىگوييم آن يكى بر اين ديگرى تقدم دارد و سبق و تقدمش از نوع « سبق و تقدم بالشرف » است .
مثلًا ما مىگوييم پيغمبر اكرم ( ص ) از نظر مقام و منزلتى كه در نزد خدا دارد مقدم است بر اميرالمؤمنين ( ع ) ؛ يعنى پيغمبر اكرم ( ص ) قربى دارد به خدا و اميرالمؤمنين ( ع ) هم قربى دارد ، ولى پيغمبر اقرب از اوست ؛ يعنى آنچه از قرب ، اين دارد او هم دارد و او باز قربى دارد كه اين ندارد . به اين ملاك است كه مىگوييم پيغمبر اكرم ( ص ) مقدم بر اميرالمؤمنين ( ع ) است .
پس آنچه قبلًا در تحليل مفهوم تقدم و ملاك تقدم و تأخر بيان كرديم و آن را در مورد تقدم بالرتبه تطبيق نموديم در اينجا هم جارى است ، يعنى تطبيقش در مورد تقدم و تأخر بالشرف هم خيلى واضح است « 1 » .
هامش
( 1 ) . چون تطبيق و تصوير اين مفهوم و اين ملاك در مورد تقدم زمانى و تا حدى مشكل است بحث دربارهء آن را به بعد موكول مىكنيم ولى در مورد برخى اقسام تقدم چون تطبيقش آسان است ، به اين ملاك اشاره مىكنيم كه آياهمين اصلى كه اينها در باب تقدم و تأخر مىگويند - كه تحليل مىكنند و مىگويند ريشهء تقدم و تأخر برمىگردد به اينكه دو چيز در يك امر با يكديگر مشترك باشند و درعين حال در همان مابه الاشتراك يكى از ديگرى امتياز داشته باشد كه مابه الاشتراك عين مابه الامتياز باشد - در مورد هريك از اقسام تقدم و تأخر حكمفرماست يا نه .