تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
ناحيهء مسألهء مرجح حدوث عالم خارج كنيم و همان بحثى را كه خود غزالى مطرح كرده است مطرح كنيم . او گفته است كه چه مانعى دارد كه عالم از نظر بعد زمانى محدود و متناهى باشد ؟ . جواب اين است ( البته خود جواب را در اينجا ذكر نمىكنيم ) كه در محل خودش ثابت شده است كه زمان نهايت پذير نيست ؛ زمان طرف پذير نيست ، كه « طرف » به همان معناى نهايت است ، به آن معنا كه مىگوييم سطح طرف جسم [ تعليمى ] است و خط طرف سطح است و نقطه طرف خط است . اما راز مطلب چيست ؟ چرا زمان نهايت پذير نيست و مكان نهايت پذير است و چه تفاوتى ميان زمان و مكان هست ؟ البته مطلب راز مفصلى دارد كه در درسهاى اسفار « 1 » دربارهء آن بحث كرده‌ايم . در اينجا بالاجمال تفاوت ميان زمان و مكان را شرح مىدهيم .

تقدم و تأخر ميان اجزاء مكان يك امر اعتبارى ، . و ميان اجزاء زمان يك امر حقيقى است

تفاوت ميان زمان و مكان در اين است كه مكان با اينكه يك امر ممتدّ كشش دارى است ، ميان مراتب و اجزائش نسبت به يكديگر هيچ گونه « تقدم و تأخر ذاتى » موجود نيست . در فصل بعد خواهيم گفت كه تقدم و تأخر ميان مراتب مكان يك امر نسبى و قراردادى است . مثلًا در آنجا كه عده‌اى مأموم به يك امام جماعت اقتدا مىكنند ، اگر مثلًا ده تا صف تشكيل شده باشد و امام جماعت را به عنوان مقياس درنظر بگيرند ، مىگويند صف جلو و صف عقب يا صف اول و صف دوم و صف آخر ؛ يعنى نسبت به امام جماعت اين يكى تقدم دارد و آن يكى تأخر ؛ و اگر همان ده صف را نسبت به شيئى كه در پشت سرشان واقع است درنظر بگيرند و آن شىء را مقياس قرار دهند آن صف آخر مىشود صف اول ، صف ماقبل آخر مىشود صف دوم و صف اول مىشود صف آخر . پس مراتب مكان يك امر نسبى است . ولى تقدم و تأخر ميان اجزاء و مراتب زمان يك نوع تقدم و تأخر ذاتى است ؛ .
هامش
( 1 ) . [ اين سلسله دروس ، تحت عنوان « حركت و زمان » به چاپ رسيده است ] .