واجب الوجود نمىتواند چنين چيزى باشد ، و ممكن الوجود است كه در مرتبهء قبل از وجودش يك ليسيت ذاتى وجود دارد ( كه دربارهء اين مطلب آن مقدارى كه لازم بود در درس پيش بحث كرديم و ديگر تكرار نمىكنيم ) .
حدوث دهرى
ميرداماد آمده است يك مطلب ديگرى را ابداع كرده و آن را « حدوث دهرى » ناميده است . حدوث دهرى كه او فرض كرده است از يك نظر مانند حدوث زمانى است ؛ يعنى همان گونه كه حدوث زمانى عبارت است از مسبوق بودن وجود شىء به يك عدمى كه آن عدم نقيض وجود اين شىء است ، اين هم مسبوق بودن وجود شىء است به يك عدمى كه واقعاً نقيض اين شىء است يعنى عدم خود اين شىء است واقعاً ، ( عدم نقيضِ اين شىء يعنى عدمى كه در مقابل وجود اين شىء قرار گرفته است ) ؛ يعنى مثل حدوث ذاتى نيست كه مسبوقيت وجود شىء به يك عدمى باشد كه چون آن عدم عدم « اين » نيست قابل جمع با خودش است ( ولذا آن را « عدم مجامع » ناميديم ) .
حاجى مىفرمايد : ولى اين حدوث دهرى كه ميرداماد گفته است همان گونه كه شيوه و دأب اوست كلامش تا اندازهء بسيارى ابهام و اجمال دارد و ما با يك زبان ديگر و با يك بيان ديگر خلاصهء نظريهء او را ذكر مىكنيم . حاجى در اينجا براى بيان حرف ميرداماد سه مقدمه ذكر مىكند .
مقدمهء اول ( موارد كاربرد تعبير « ظرفيت » )
مقدمهء اول اين است كه هر موجودى از موجودات براى وجودش ظرفى اعتبار مىشود كه اين ظرف را معمولًا با كلمهء « فى » تعبير مىكنند . اتفاقاً بوعلى يك بيانى در اين زمينه دارد كه در اسفار هم در مباحث حركت در يك جا مرحوم صدرالمتألّهين نقل مىكند كه اين كلمهء « فى » كه مبيّن ظرفيت است بهطور كلى به چه عناياتى و با چه اعتبارهايى گفته مىشود . اكنون ما برخى موارد را كه روشن كنندهء اين مطلب باشد عرض مىكنيم :