را گرفته بود و بر آن احاطه داشت و در ديروز واقع شد ؟ نه .
تازه حداكثر اين است كه خود زمان يك بعد از ابعاد وجود اين عالم است . ما فعلًا بحث حقيقت زمان را نمىكنيم ، واقعيت آن به هر شكلى كه مىخواهد باشد .
وقتى كه ما مىگوييم اين « در زمان » واقع شد لااقل در تصور بشر و در توهم ما چنين است كه زمان يك امتدادى است كه اين حوادث گاهى بر يك قسمت خاصى از اين امتداد و كشش منطبق است و گاهى بر يك نقطهاى از اين امتداد و كشش منطبق است . هر حادثهاى به منزلهء يك قطعه خط يا نقطهاى است كه روى اين خط ممتدى كه ما تصور مىكنيم و در ذهن ما فرض مىشود يا واقعيت هم دارد ( كه فعلًا روى اين جهت بحث نمىكنيم ) واقع شده است .
مثلًا اگر مىگوييم اين درس در فلان ساعت واقع شد ، اين درس يك كششى دارد و يك امتدادى دارد كه روى قطعهاى از آن امتداد بسيار ممتد واقع شده است يعنى بر آن منطبق است . اگر اين حادثهء ما يك حادثهء بىزمان - مثل وصولات - باشد كه ديگر زمان نمىخواهد و در « آن » واقع مىشود ، بر يك نقطه از امتداد زمان منطبق مىشود . اگر حادثهء ما يك امر زمانى است يعنى امتداد و كشش دارد منطبق با قطعهاى از زمان است . ولى به هر حال زمان ، يك شيئى كه بر همهء وجود اين حادثه احاطه پيدا كرده باشد نيست .
بنابراين در مورد مسألهء ظرفيت ، آن معناى عوامانهء معروف بايد از ذهن ما بيرون بيايد كه هروقت مىگوييم يك شىء ظرف يك شىء ديگر است فوراً دو جسم را تصور كنيم كه يكى را در داخل ديگرى وارد كردهاند و اين بر تمام ابعاد وجود آن احاطه دارد . ما حتى در مورد خدا مىگوييم خدا در خارج است ، اما وقتى مىگوييم خداوند در خارج وجود دارد هيچ وقت تصور ما اين نيست كه خارج يك وجودى است محيط بر وجود خداوند .
پس مقدمهء اول اين است كه هر موجودى از موجودات وجودش يك ظرف دارد . اين آقايان [ يعنى حكماى اسلامى ] مىگويند : همان گونه كه موجودات زمانى در ظرف زمان واقع هستند موجودات غيرزمانى هم در ظرف خاص خود واقع هستند .
اينكه مىگوييم موجودات زمانى در ظرف زمان واقع هستند يعنى زمان يك امتداد و يك كششى است و هر موجودى در قسمتى و در مرتبهاى از مراتب اين
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 362
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٢