راه تخلص از اين اشكال
پس اين اشكال بر تعبير حكما در مورد حدوث ذاتى وارد است . اما اگر اينها مطلب را به نحو ديگرى مىگفتند ديگر اين اشكال وجود نداشت . توضيح اينكه اگر يك شىء ممكن را از مرحلهء ذات و ماهيت تا مرحلهء وجود پيدا كردن در عالم خارج مورد نظر قرار دهيم مىبينيم كه در اينجا مراتب متعددى وجود دارد « 1 » :
1 . عقل در ابتدا ، در مرتبهء قبل از همهء مراتب ، اين ماهيت را - كه مثلًا انسان است - مىبيند و مىگويد « الانسان » . در مرتبهء ذات ماهيت هيچ چيزى نيست .
2 . در مرتبهء بعد از مرتبهء ذات ، امكان را اعتبار مىكند و مىگويد : « الانسان .
هامش
( 1 ) . اين مراتب مراتبى عقلانى و ظريف است و از سنخ تقدم و تأخرهاى زمانى نيست . در يك فلسفهاى مثل فلسفهء هگل هم به تقدم و تأخرهاى مرتبهاى توجه بسيار شده است كه ما نبايد تقدم و تأخرها را به تقدم و تأخر زمانى منحصر كنيم . حرفش هم حرف بسيار درست و حسابى است .