تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
اصطلاح كرده‌اند دانستيم بايد بدانيم كه بر اين مطلب يك اشكال وارد است و آن اينكه : ما اين را قبول مىكنيم كه حدوث عبارت است از مسبوقيت وجود شىء به عدم ، و در اين مفهوم ، زمان درج نشده است و زمان دخالت ندارد ولى آنچه مسلّم است اين است كه اين عدم كه در اين مفهوم هست عدم مطلق نيست . حدوث ، مسبوق بودن وجود شىء به عدم خود آن شىء است نه به عدم شىء ديگر . پس اگر ما بخواهيم مطلب را به اين تعبير كه از بوعلى نقل كرده‌اند - كه تا به حال هم با همين تعبير بيان مىكرديم - قبول كنيم ، آنچه كه حكماى اسلامى « حدوث » ناميده‌اند و حتى « حدوث ذاتى » ناميده‌اند خالى از اشكال نيست ؛ چرا ؟ براى اينكه شما مىگوييد هر ممكن الوجودى وجودش مسبوق است به عدم مجامع . مىگوييم : عدم مجامع چيست ؟ مىگوييد : عدم مجامع همان « ليسيت ذاتى » است . مىگوييم مقصود از « ليسيت ذاتى » چيست ؟ مىگوييد مقصود همان امكان ذاتى است كه عبارت از لااقتضائيت و عدم است . مىگوييم امكان ، عدم چه چيزى است ؟ آيا عدم اين شىء است ؟ نه ، امكان كه عدم اين شىء نيست ؛ امكان عدم اقتضاء است ، لااقتضائيت است . هرچيزى كه ممكن است ، وجودش مسبوق است به عدم اقتضاء وجود و عدم اقتضاء عدم ؛ به عدم ضرورت وجود و به عدم ضرورت عدم ؛ يعنى مسبوق است به عدم دو ضرورت و به عدم دو اقتضا . اين چه ربطى دارد به اينكه ما اين را « حدوث » بناميم « 1 » ؟ ! .
هامش
( 1 ) . - وقتى شما زمان را حذف كرديد ، ديگر چرا اين اشكال مطرح باشد ؟ وقتى كه ما معنى ديگرى براى سبق و لحوق كرديم و عدم را عدم ديگرى در نظر گرفتيم چرا اين اشكال مطرح باشد ؟ در مرتبهء علت بالاخره عدم معلول كه هست . استاد : آن مطلب غير از اين مسأله است . مسألهء عدم معلول در مرتبهء علت غير از اين مسأله است . ما مىخواهيم بگوييم كه امكان شىء عدم اين شىء نيست . - شما مىخواهيد بگوييد عدم اين نيست ؛ چرا ؟ در مرحله علت ، معلول ممكن است و هر ممكن مسبوق به عدم خودش است . استاد : مرحلهء علت در اينجا مطرح نيست ؛ مرحلهء ماهيت مطرح است . حدوث ذاتى به مرحلهء ماهيت مربوط است . - هر ممكن مسبوق به عدم خودش است ديگر . استاد : به كدام عدمش مسبوق است ؟ به عدم چه چيزى مسبوق است ؟ . - مسبوق است به عدم خودش ؛ يعنى مسبوق است به آن مرتبه ؛ مسبوق است به مرتبهء علت . مرتبهء علت مرتبهء عدم معلول است . استاد : اين كه شما مىگوييد ، بحث ميرداماد است در مورد حدوث دهرى كه بعداً مطرح مىشود . بحث حدوث ذاتى بوعلى كه اين نيست ، بحث اين است كه حدوث ذاتى عبارت است از مسبوقيت وجود شىء به عدم مجامع كه مراد از عدم مجامع همان امكان ذاتى است . عبارت حاجى اين بود كه : « ويوصف الحدوث بالذاتى و ذا - قبلية ليسية الذات خذا » بعد مىگويد : « أو عبّرن بدل ليسية الذات بالعدم المجامع » و بعد خودش تعريف مىكند كه : « يعنى الحدوث الذاتى مسبوقية وجود الشىء بالليسية الذاتية أو المسبوقية بالعدم المجامع و هما الامكان - يعنى مقصود از اين دو تعبير ( مسبوقيت وجود شىء به ليسيت ذاتيه يا مسبوقيت وجود شىء به عدم مجامع ) همان امكان ذاتى است - الذى هولازم للمهية ، أعنى لااقتضاء الوجود والعدم من ذاتها كما قال الشيخ : الممكن من ذاته أن يكون ليس وله من علته أن يكون أيس » .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 352 | مرتضى مطهرى