شبهه يا مغالطهء فخررازى
حال كه اين مطلب را دانستيم جواب يك مغالطهء خيلى معروف كه در دنياى اسلام آن را فخررازى به وجود آورده است روشن مىشود « 1 » .
فخررازى شبههاى دارد كه گرچه اين شبهه را در باب علت و معلول و يا در باب ضرورت و امكان ذكر مىكند ولى جا دارد كه ما در اينجا آن را ذكر كنيم . شبههء بسيار قويّى هم هست . مىگويد اصلًا عليت معنى ندارد ؛ چرا ؟ براى اينكه علت درمورد معلول چه مىكند ؟ معدوم را موجود مىكند يا موجود را موجود مىكند ؟ خودتان مىگوييد از ايندو خالى نيست . شىء يا موجود است يا معدوم . چيزى كه نه موجود باشد و نه معدوم ، نداريم . علت معدوم را موجود مىكند يا موجود را موجود مىكند ؟
اگر معدوم را موجود مىكند كه تناقض است . معدوم را موجود كردن يعنى متصف كردن معدوم به وجود ، همانطور كه جسم را سفيد كردن يعنى متصف كردن جسم به سفيدى . متصف شدن معدوم به وجود تناقض است . اگر هم موجود را موجود مىكند كه تحصيل حاصل است . پس علت چكار مىتواند بكند ؟ .
بنا بر اين اصل ، با بيان فلسفى تقرير مىشود كه هيچ معدومى موجود نمىشود چون مستلزم تناقض است و هيچ موجودى هم معدوم نمىشود چون اين هم مستلزم تناقض است . هيچ معدومى معدوم نمىشود چون تحصيل حاصل است ؛ هيچ موجودى هم موجود نمىشود چون اين هم تحصيل حاصل است . پس اصلًا بساط عليت را برچينيد « 2 » .
هامش
( 1 ) . در دنياى غير اسلام - در دنياى يونان - هم شايد اين مغالطه مطرح بوده است . شايد در بين اليائىها بشود اين حرف را پيدا كرد ، همانها كه مىگفتند حركت در دنيا وجود ندارد و هيچ موجودى معدوم نمىشود و هيچ معدومى موجود نمىشود . شايد در عصر جديد هم اين مغالطه مطرح شده باشد .
( 2 ) . - اين كه شىء يا معدوم است يا موجود ، مگر ما نمىگوييم ماهيت نه معدوم است نه موجود ؟ .
استاد : درست است ؛ ماهيت را شما اعتبار مىكنيد كه نه موجود است و نه معدوم ؛ ولى خودتان مىگوييد ماهيت در حاقّ واقع يا موجود است يا معدوم . ذهن ماهيت را منفك از وجود و عدم « اعتبار » مىكند اما درواقع و نفس الامر كه ماهيت نه در ذهن و نه در خارج منفك از وجود و عدم نيست . در ذهن ماهيت موجود است ؛ در خارج هم يا موجود است يا معدوم .