و حدوث مىشود و شايد حتى شامل حدوث و قدم اضافى هم - كه هم اكنون آن را مطرح خواهيم كرد - بشود .
بعد هريك از حدوث و قدم را تقسيم مىكنند به « حقيقى » و « اضافى » ، كه شايد تعبير بهتر اين است كه بگويند هريك از اينها تقسيم مىشود به « فلسفى » و « عرفى » .
حدوث و قدم اضافى يا عرفى
در عرف ، حدوث و قدم يك مفهوم نسبى و اضافى دارد . حادث در عرف يعنى امر تازه ، و قديم يعنى امر كهنه ؛ يعنى اگر چيزى نسبت به چيز ديگرى عمر كمترى داشته باشد آن چيز را مىگويند حادث است يعنى تازه است ، اما اگر چيزى چنين نباشد يعنى نسبت به آن ، زمان خيلى بيشترى را اشغال كرده باشد اين را مىگويند قديم است يعنى كهنه است ، كه در اينجا اغلب بجاى « حادث » مىگويند « متجدد » يا « تازه » ؛ آنهايى را كه عمر كمى از آنها گذشته است مىگويند « تازه » يا « متجدد » ، و آنهايى را كه عمر بيشترى از آنها گذشته است مىگويند « كهنه » يا « قديم » .
در اينجا يك مفهوم اضافى و نسبى در كار است ؛ يعنى وقتى دو شىء را با يكديگر مقايسه مىكنند و مىبينند كه يكى در زمان بعدتر پيدا شده است و يكى در زمانهاى قبل بوده است ، اين را نسبت به آن مىگويند « قديم » و آن را نسبت به اين مىگويند « تازه » يا « جديد » در صورتى كه گاهى همين قديم را نسبت به يك قديمتر « تازه » ، « حادث » و يا « جديد » مىنامند و آن قديمتر را « قديم » مىگويند .
مثلًا اين اصطلاح در مباحث فلسفى بسيار شايع است كه وقتى شما نظريات امثال صدرالمتألّهين و حاجى سبزوارى را در مقايسه با نظريات امثال بوعلى و ارسطو درنظر مىگيريد بوعلى و ارسطو را « قدما » مىناميد ، اما ديگر به صدرالمتألّهين و حاجى سبزوارى نمىگوييد « قدما » ، چون وقتى آنها را نسبت به اينها مىسنجيد آنها مىشوند « قدما » . ولى يك وقت هست كه شما فيلسوفان عصر ما را در نظر مىگيريد ؛ نسبت به اينها كه درنظر بگيريد به امثال حاجى سبزوارى هم مىگوييد « قدما » .
بنابراين هميشه در عرف وقتى سخن از تازه و كهنه يا جديد و قديم به ميان مىآيد مقصود يك مفهوم نسبى و اضافى است ؛ يعنى اين چيزى كه عمر بيشترى از