تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بايد به نحوى عدم خود اين شىء باشد نه عدم يك شىء ديگر - و اين وجود بعد از عدم باشد ، همين قدر كه اين وجود عنوان بعديتِ آن عدم را داشته باشد يعنى عدمش تقدم داشته باشد بر وجودش ، اين معنايش حدوث است . وقتى مىگوييم فلان شىء حادث است ، يعنى قبلًا نبود و حالا بود شد . پس حدوث يعنى مسبوقيت وجود شىء به عدم ، و قدم يعنى عدم مسبوقيت وجود شىء به عدم . حدوث و قدم را به نحو ديگرى هم تعريف مىكنند و آن اينكه به جاى « عدم » لفظ « غير » را مىآورند و مىگويند : حدوث عبارت است از مسبوقيت وجود شىء به غيرخودش ، و قدم عبارت است ازعدم مسبوقيت وجود شىء به غيرخودش ؛ يعنى معناى حدوث اين است كه يك چيزى بر اين شىء تقدم دارد و معناى قدم اين است كه هيچ چيزى بر اين شىء تقدم ندارد . به همين امور زمانى مثال مىزنيم : اگر يك چيزى عمر معين داشته باشد ، يعنى تاريخ تولد داشته باشد ، معنايش اين است كه در يك وقتى و در يك زمانى شىء ديگرى غير از اين چيز بوده است كه هنوز اين چيز نبوده است . پس « اين چيز حادث است » معنايش اين است كه يك چيزهاى ديگرى در يك وقتى بوده‌اند كه اين نبوده است . اما در مورد قديم ، ديگر نمىشود گفت كه يك چيزى قبل از اين قديم بوده است . ما اگر فرض كنيم يك چيزى قديم است نمىشود فرض كنيم يك چيزى هست كه آن چيز تقدم بر اين دارد ، چون فرض اين است كه قديم است ؛ هر چيز ديگرى را كه ما براى آن وجود فرض كنيم و در هر وقتى كه ما براى آن وجود فرض كنيم اين هم با آن وجود داشته است ؛ پس چنين چيزى نيست كه آن شىء تقدم وجودى بر اين داشته باشد . از اين جهت است كه حدوث و قدم را به دو نحو تعريف كرده‌اند و لذا حاجى هم به دو تعريف اشاره مىكند و مىگويد : اذِالْوُجودُ لَمْ يَكُنْ بَعْدَ الْعَدَم اوْ غَيْرِهِ فَهْوَ مُسَمّىً بِالْقِدَم . پس خلاصه اينكه حدوث و قدم را گاهى به اين نحو تعريف كرده‌اند كه حدوث عبارت است از مسبوقيت وجود شىء به عدم خودش ، و قدم عبارت است از عدم مسبوقيت وجود شىء به عدم خودش ؛ و گاهى به اين نحو تعريف كرده‌اند كه حدوث عبارت است از مسبوقيت وجود شىء به غير خودش ، و قدم عبارت است از عدم مسبوقيت وجود شىء به غير خودش . اين يك تعريف كلى است كه شامل انواع قدم