تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
دستهء دوم كه معقولات ثانيهء منطقى است مربوط به خصلت خاص خود ذهن است ، يعنى معانىاى كه از خارج وارد ذهن مىشود در وجود ذهنى خودش اين خصلتها را پيدا مىكند و به خود مىگيرد ، مثل كليت ، نوعيت و جنسيت . اينها چنان كه ديديم سبب گسترش معناى معقولات اوليه است ؛ يعنى معقولات اولى را ما اول به صورت جزئى تصور مىكنيم ، كه اين نقشى در معرفت ندارد ؛ يعنى از جزئى درحالى كه جزئى است معرفتى پيدا نمىشود . جزئى اگر در حد جزئى بودن باقى بماند براى ما شناخت نمىآورد ؛ معرفت و شناختى كه مىآورد در حد همان حيوانات و كودكان خواهد بود . ولى معانى جزئى وقتى كه در ذهن آمد همان خودش است با حالت كليت و عموميت . از اين جهت است كه ذهن آن را با يك ديد وسيعى مىبيند . درست شبيه اين است كه چيزى را زير ذره بين گذاشته و آن را بزرگ كرده باشند ( البته اين فقط يك تشبيه است نه اينكه درواقع چنين باشد ) . پس اين معانى هم نقشى در معرفت دارد و نقش عظيمى هم دارد . اما دستهء سوم كه معانى انتزاعيه است يك باب ديگرى به روى ما باز مىكند و آن اينكه يك سلسله مفاهيمى به ما مىدهد كه آن مفاهيم پايهء تفكرات فلسفى ماست . معقولات اوليه مفاهيمى هستند مورد استفادهء علوم ، ولى اين معقولات ثانيهء انتزاعى معانى و مفاهيمى هستند مورد استفادهء فلسفه . همهء معانى فلسفى از قبيل عليت ، معلوليت ، وحدت ، كثرت ، وجوب ، امكان ، تناهى ، لاتناهى ، قوّه ، فعل از اين نوع است . همهء اين بحثها روى تصورات بود . يك بحثى هم بايد راجع به احكام و تصديقات بكنيم كه اين احكام و تصديقات چگونه براى ذهن پيدا مىشود .

بررسى نظريهء ماديين دربارهء شناختهاى تصديقى

عين همان اشتباهى كه معمولًا ماديين درمورد تصورات مىكنند كه خيال مىكنند همهء تصورات ذهنى ما صورتهاى مستقيمى است از اشياء عينى ، يعنى خيال مىكنند همهء تصورات ما از نوع معقولات اوليه است ، عين همان اشتباه را در مورد تصديقات هم مرتكب مىشوند ؛ خيال مىكنند همهء احكام و تصديقات هم از همين قبيل است ، يعنى ما با يك رابطهء عينى در خارج برخورد مىكنيم و بعد ذهن ما روى