تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مىگويند اين معانى ظرف عروضشان ذهن است و ظرف اتصافشان خارج ، چگونه تعبيرى است و به چه معنى است . اين يك تعبير به اصطلاح مُلَقْلَقى است ولى مقصودشان در اينجا روشن است و با اين بيانى كه ذكر مىكنيم « 1 » مقصودشان روشنتر مىشود : گفتيم اين معانى ، معانى اسميه‌اى هستند كه از معانى حرفيه انتزاع شده‌اند و در ذهن مىتوانند استقلال در مفهوميت داشته باشند . اگر مىگويند « ظرف عروضشان ذهن است » يعنى در ذهن « وجود محمولى » دارند ، در ذهن وجود فى نفسه دارند ، چون در ذهن مىتوانند وجود مستقل داشته باشند . اما اينكه مىگويند « ظرف اتصافشان خارج است » يعنى اينها در خارج هيچ استقلالى ندارند چون واقعيتشان واقعيت رابطه است . اينها هيچ گونه استقلالى در خارج ندارند و حتى اگر آنها را به شكلى كه در خارج‌اند تصور كنيم در ذهن هم استقلال ندارند . ولى در ذهن مىشود به آنها استقلال داد ، يعنى مىشود از معانى حرفيه معانى اسميه ساخت . اما اينها در خارج نمىتوانند به صورت يك [ امر ] مستقل وجود داشته باشند . پس اگر مىگويند اينها ظرف عروضشان ذهن است يعنى درواقع ظرف استقلالشان ذهن است ، و يا در يك اصطلاح ظرف وجود محمولىشان ذهن است ، و در اصطلاح ديگر ظرف وجود فى نفسه‌شان ذهن است ؛ و اگر مىگويند ظرف اتصافشان خارج است يعنى خارج ، ظرف وجود لافى نفسه اينهاست ، ظرف حقيقت غير مستقل اينهاست ، ظرف وجود رابط اينهاست . اين است مقصود اين آقايان حكما از اينكه ظرف عروض اين معانى ، ذهن است و ظرف اتصافشان خارج « 2 » .
هامش
( 1 ) . البته احياناً در بعضى جاها خودشان هم مىگويند . مثلا حاجى سبزوارى در حاشيهء اسفار در يك جا عين همين بيان را دارد . ( 2 ) . - چرا لفظ « عروض » و « اتصاف » را انتخاب كرده‌اند ؟ . استاد : اينها ديگر يك اصطلاحى بوده است كه در كلام آنها آمده است . اينكه اول چه كسى اين اصطلاح را جعل كرده است من نمىدانم . اصطلاح خيلى قديمى هم نيست ؛ يعنى قدر مسلّم اين است كه در زمان بوعلى اين اصطلاح نبوده است و از اين طرف هم مسلّم است كه در زمان صدرالمتألهين بوده است ، لذا در فاصلهء بين زمان بوعلى و زمان
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 306 | مرتضى مطهرى