تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
1 . مفهوم « سير » كه در مادهء « سِرتُ » است . 2 . مفهوم « مَن » ؛ زيرا مىگوييم « سرتُ » . 3 . مفهوم « زمان گذشته » ؛ يعنى اين سير در گذشته وجود پيدا كرده است . اگر مىگفتيم : « اسيرُ » يعنى اين سير در آينده يا در حال وجود پيدا مىكند . 4 . « مِنْ » ؛ يعنى اين سير ابتدا و آغازى دارد كه آغازش اين نقطه است . اين سير آغازى دارد و آن بصره است . 5 . « البصرة » . خود مفهوم بصره را هم در تصور آورده‌ام . 6 . « الى » منتهاى سير را نشان مىدهد . 7 . « الكوفة » ؛ يعنى منتهاى سير هم كوفه است . پس ما در اينجا چند مفهوم داريم : سير ، مَن ، تحقق سير در زمان گذشته ، ابتدا ( كه از لفظ « مِن » مىفهميم ) ، بصره ، انتها ( كه از لفظ « الى » مىفهميم ) و كوفه . حال كه من اين چند مفهوم را به اين تعبير مىگويم : « سرت من البصرة الى الكوفة » شما از اين تعبير من و از اين تفكرى كه من دارم و وارد ذهن شما مىكنم به يك واقعيتى پى مىبريد ، يعنى يك واقعيتى در ذهن شما نقش مىبندد كه عبارت است از : سيرى چنان از شخصى چنان از نقطه‌اى به نقطهء ديگر . اگر اين فكر با اين مفهومها درست شده است حال من مطلب را به اين صورت مىگويم : « سير ، من ، زمان گذشته ، ابتدا ، بصره ، انتها ، كوفه » . آيا شما از اين چند مفهوم مستقل و جدا از يكديگر چيزى مىفهميد ؟ اشتباه نشود ، من نمىخواهم بگويم سير من از بصره است ؛ نه ، شما اين مفاهيم را مستقل و مجزا از يكديگر در ذهن بياوريد . آيا از اين چند مفهوم جدا و مستقل معنايى مىفهميد ؟ البته وقتى كه من اين را به اين شكل مىگويم از باب اينكه باز همان معناى « سرتُ من البصرة الى الكوفة » براى شما تداعى مىشود از اين چند مفهوم مستقل يك معنايى مىفهميد . اما اگر آن معنا براى شما تداعى نشود ، شما باشيد و مفهومهاى اين الفاظ ، براى شما معنى ندارد با اينكه در آنجا هم كه مىگفتيم « سرت من البصرة الى الكوفة » غير از اين چيزى نبود . آنجا هم كه من مفاهيمى غير از اينها براى شما نگفته بودم ، ولى آن تعبير معنى دارد و اينها معنى ندارند . چرا آن تعبير « سرت من البصرة الى الكوفة » معنى دارد و اينها معنى ندارند ؟ براى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 296 | مرتضى مطهرى