بحث معروف « معنى اسمى و معنى حرفى » را طرح كنيم .
سير تاريخى بحث معنى اسمى و معنى حرفى
اين بحث را اولين بار ادبا مطرح كردهاند ، يعنى سابقهاش از ادبيات شروع شده است ، بعد در علم اصول و در فلسفه آمده است . ابتدا ادبا روى آن بحث كردهاند و بعد بيشتر در علم اصول و كمتر فلاسفه روى آن بحث كردهاند ؛ و اين مطلب چيزى است كه به حسب سندهاى بسيار زياد ، از حضرت امير ( ع ) شروع شده است . آن داستان راجع به پيدايش علم نحو كه در كتب بسيار قديم و معتبر آمده ، معروف است و شايد از همه بهتر مرحوم سيدحسن صدر در كتاب تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام مداركش را نشان داده است و ديگران هم مداركش را ذكر كردهاند .
قضيه از اين قرار است كه ايشان بعد از آنكه در يك برخوردهايى مىبينند افرادى قرآن را غلط مىخوانند « 1 » ابوالاسود دُئَلى - يا دِئَلى « 2 » - را احضار مىكنند و مىفرمايند بيا تا من قواعد و ضوابط و اصولى را دربارهء زبان عرب به تو بگويم و تو خودْ آنها را تكثير و تفريع كن . آنچه ايشان به ابوالاسود مىفرمايند تعبيراتى در همين حد است كه كلمات مجموعاً بر سه نوع است : اسم و فعل و حرف . و بعد .
هامش
( 1 ) . چون در آن زمان يعنى زمانى كه تقريباً مقارن با خلافت ايشان است بيش از بيست سال از فتوحات اسلامى گذشته است ، زيرا ايشان در سال سى و شش هجرى به خلافت رسيدند و فتوحات از سال دوازده سيزده هجرى شروع شده بود ، يعنى حدود بيست و سه چهار سال از شروع فتوحات مىگذشت و اقوام بسيارى از غيرعرب مسلمان شده بودند و اينها به قرائت قرآن به شدت اقبال كرده بودند ولى چون عرب نبودند و بهطور فطرى و غريزى تلفظ عربى را نمىدانستند و به قواعد و ضوابط زبان عرب آشنايى نداشتند خصوصاً كه در آن وقت اعراب معمول نبوده است لذا آيات قرآن را غلط تلفظ مىكردند . مثلا نقل كردهاند كه ايشان از جايى رد مىشدند ديدند شخصى سورهء برائت را دارد تلاوت مىكند و اين آيه را كه جزء آيات اول سورهء برائت است : « وَاعْلَموا أَنَّ اللَّهَ بَرى ءٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ وَ رَسولُه » ( « رسول » مرفوع خوانده مىشود ) بدانيد خداوند و پيامبرش از مشركين بيزارند ، او به اين نحو مىخواند : « واعلموا ان اللَّه برىء من المشركين و رسوله » ( « رسول » را مجرور مىخواند ) كه معنايش درست ضد آن معنا مىشود : يعنى بدانيد كه خدا ، هم از مشركين و هم - [ نعوذباللَّه ] - از پيامبر خودش بيزار است .
( 2 ) . [ علاوه بر اين دو تلفظ ، اين كلمه به صورت « ديلى » هم قرائت شده است . ]