هامش
حجم يك اتاق به من نشان مىدهد . اما اينها مثالهايى است كه از يك جنبه انسان را به مطلب نزديك مىكند و از جنبهء ديگر دور مىكند ، زيرا اينطور نيست كه همين امر جزئى بيايد در خيال بزرگتر بشود ، بعد بيايد در عالم عقل بزرگتر بشود ؛ نه ، اين امر جزئى وقتى كه در خيال مىآيد يك شكل پيدا مىكند ، در عقل كه مىآيد كلىِ همين امر جزئى مىآيد ، يعنى به صورت كلى تصور مىشود ، نه اينكه حجمش بزرگتر مىشود .
بزرگتر شدن حجم نيست ، بلكه اين به صورت كلى و به صورت يك معنايى درمىآيد كه شامل اين و هزارها و ميليونها فرد ديگر مثل اين مىشود .
- استاد ! اينكه الآن شما فرموديد اين عالم خارج يك درجهء وجودى دارد به نام درجهء وجود مادى و اين شناسايى علمى ما يك مرحلهء وجودى بالاترى است كه همان درجهء وجود ذهنى است . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه مناط وحدت ايندو چيست ؟ اگر اينها دو درجهء وجودند چه ربطى به هم دارند ، يك عالمى اينجاست و يك عالمى آنجا .
استاد : نه ، اين اتفاقاً از مسائل خيلى خوب است . مسألهء « تطابق عوالم » است كه برمىگردد به مسألهء وجود و اشتراك وجود و وحدت وجود و سنخيت وجود .
- آن وقت آيا اين مخالف اعتباريت ماهيت نيست ؟ چون شما مىگوييد با همان ماهيتى كه در خارج داشت در ذهن موجود مىشود .
استاد : نه ، اتفاقاً موافق است ؛ موافق با اعتباريت ماهيت و موافق با اصالت وجود است .
اين مطلب با اين بيان و در اين حد در كلمات هيچيك از فلاسفه نيامده است مگر در كلمات ملاصدرا كه آن هم ريشهاش در حرف عرفاست ؛ يعنى اصل مطلب كه مسألهء « حضرات خمس » يا حضرات پنجگانه است و اينكه اين حضرات در يكديگر حضور دارند و با يكديگر تطابق دارند يعنى حضور هر عالمى در عالم ديگر ، از عرفا گرفته شده است . اين مسألهء پيدايش حس و خيال و عقل در ما ، نه اين است كه اگر مىگوييم اين مجرد است و آن مادى ، اينها يك امورى هستند بسيار متباين با يكديگر ؛ نه ، اصلا وجود يك سير نزولى كرده و آمده است تا حد ماده بودن ، دومرتبه يك سير صعودى مىكند ، مىرود بالا . همانطور كه وقتى از بالا آمده است ، از هر درجهاى كه نزول پيدا كرده است به درجهء ديگر و باز از درجهاى به درجهء ديگر و از درجهاى به درجهء ديگر ، خود آن درجات به اين شكل است كه هر درجهء بالا محيط است بر درجات مابعد خودش ، بعد هم كه صعود مىكند و بالا مىرود ، در هر مرتبهاى كه قرار گيرد حكم آن مرتبهء قوس نزولى خودش را پيدا مىكند ، يعنى مىتواند بر مادون خود احاطه پيدا كند . خيلى حرف عالى و بلندى است .
- انشاء اللَّه اگر در آخر همين بحث شناخت يك جلسه به تكميل اين بحث اختصاص داده شود خوب است .
استاد : اين مطلب بايد برسيم تا دربارهاش بحث كنيم . در جاى خودش كه رسيديم بهطور كاملتر بحث خواهيم كرد . در « الهيات » به اين مسأله مىرسيم .
- اين مسأله را در الهيات داريم ؟