فرق پنجم
يك فرق ديگر اين است كه امكان استعدادى جايش محل شىء ممكن است ولى امكان ذاتى جايش خود آن شىء ممكن است .
توضيح اينكه وقتى مىگوييم « انسان ممكن است » ، وجود انتزاعىِ اين امكان در انسان است . خود انسان كه اين امكان را به او نسبت مىدهيم متصف است به اين امكان ؛ همين ماهيت انسان متصف است به اين امكان . پس اگر در اينجا بخواهيم تعبير به حالّ و محل بكنيم - كه البته با حالّ و محل عينى نبايد اشتباه بشود - « امكان » حالّ است و « ماهيت انسان » محل . اما امكان استعدادى چگونه است ؟
امكان استعدادى در خود انسان وجود ندارد ، در نطفه وجود دارد ، يعنى در مادهاى كه بعد محل انسان مىشود وجود دارد .
پس جاى امكان استعدادى ، محل ممكن است يعنى آن مادهاى است كه بعد اين ممكن در آن ماده تحقق مىيابد ولى جاى امكان ذاتى خود همان ممكن است نه محلش ؛ ولهذا اينكه در آن بحث اول عنوان كرديم كه امكان استعدادى را مىتوان معدوم كرد نه امكان ذاتى را ، براى اين است كه جاى امكان استعدادى محل شىء ممكن است يعنى شىء ديگرى است كه با معدوم كردن آن شىء ديگر امكان معدوم مىشود ولى جاى امكان ذاتى ، شىء ديگر نيست بلكه ذات آن ماهيت است . ماهيت را هميشه مىتوان اعتبار كرد و هر وقت هم شما ماهيت را اعتبار كنيد امكان براى آن اعتبار مىكنيد .