فرق ششم
فرق ديگر اين است كه امكان ذاتى شدت و ضعف بردار نيست ولى امكان استعدادى شدت و ضعف بردار است ؛ يعنى يك امرى كه مىگوييم ممكن است به امكان ذاتى ، اينچنين نيست كه تدريجاً ممكنتر بشود ، ولى امكان استعدادى شدت و ضعف دارد ، يعنى شىء مرتّباً مراحلى را طى مىكند و پيوسته امكان شىء ديگر شدن در آن قوّت مىگيرد . مثلًا در نطفهء انسان امكانِ انسان شدن هست ولى وقتى اين نطفه مراحلى را در رحم طى مىكند و مثلًا به صورت علقه درمىآيد اين امكان شدت مىگيرد و بيشتر مىشود ، يعنى امكان انسان شدن در آن بيشتر است . هنگامى كه يك مرحله جلوتر مىآيد باز هنوز انسان نيست ولى امكان انسان شدن در آن بيشتر است . هرچه جلوتر مىآيد اين امكان قوت مىگيرد و شدت پيدا مىكند . ولى در امكان ذاتى شدت و ضعف معنى ندارد .
اينها مجموع فرقهايى بود كه ميان امكان ذاتى و امكان استعدادى گذاشتهاند .
اضطراب در كلام صدرالمتألهين
اكنون پس از دانستن اين فرقها بايد به اين مسأله بپردازيم كه آيا ايندو درعين اينكه اين فرقها را دارند وجه مشتركى هم با يكديگر دارند و يا دو امر متبايناند كه اشتراكشان فقط در لفظ است ؟ .
اين مطلب كه آيا واقعاً امكان ذاتى ماهيتاً با امكان استعدادى دوتاست پس اشتراكشان فقط لفظى است يا نه ، در كلمات حكماى ما درست حل نشده است .
اتفاقاً از جمله جاهايى كه جمع كردن ميان كلمات صدرالمتألهين تا اندازهاى مشكل است و بلكه صريحاً مىشود گفت اضطراب دارد يعنى در جاهاى مختلف عقيدههاى مختلف انتخاب كرده است ، همين مورد امكان استعدادى و فرق آن با امكان ذاتى است . در بعضى جاها به صراحت مىگويد كه امكان استعدادى و امكان ذاتى فقط اشتراك در لفظ دارند و اصلًا هيچ وجه مشتركى ميان اينها وجود ندارد ؛ مثل همان « شير » و « شير » است كه فقط لفظ در اينجا يكى است و از نظر معنا هيچ