تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
علتى داشته باشيم و معلولى و بدون آنكه معلول از ناحيهء علت ضرورت پيدا كند فقط اولويت وجود پيدا كند و معلول وجود پيدا كند ؟ گفته‌اند در كارهاى ارادى و اختيارى و در آنجا كه پاى كارهاى ارادى درميان هست مسأله از اين قبيل است . در مورد كارهاى غير ارادى و غير اختيارى و در فاعلهاى طبيعى ضرورت حاكم است . آتش اگر پيدا شد درحالى كه شرايط احراق يا شرايط گرم كردن جمع بود و موانع مفقود بود محال است كه آتش نسوزاند و يا گرم نكند . در آنجا پيدايش معلول تخلف ناپذير است و ضرورت حاكم است . ولى در مورد افعال ارادى انسانها و هر موجود ذى اراده‌اى اينچنين نيست كه رابطهء فعل با شخص اراده كننده رابطهء ضرورى باشد ، بلكه رابطه رابطهء اولويت است ؛ يعنى همهء شرايط يك عمل اختيارى از قبيل تصور فعل ، تصديق به فايدهء فعل ، شوق به فعل پيدا كردن ، حالت تصميم پيدا شدن و اراده پيدا كردن كه به وجود مىآيد تازه فعل اولويت وجود پيدا مىكند نه ضرورت وجود ؛ چون اگر ما قائل به ضرورت شويم عين همان جبرى را كه در تكوين قائل شده‌ايم در اعمال انسانها هم قائل شده‌ايم . وقتى كه در اعمال انسانها قائل به جبر شويم پس اختيار را نفى كرده‌ايم و اگر اختيار را نفى كنيم اولًا خلاف حالت وجدانى است كه انسان در خودش احساس مىكند و به قول شاعر :
اينكه گويى اين كنم يا آن كنم * خود دليل اختيار است‌اى صنم
و ثانياً اگر اختيار در كار نباشد اصلًا همهء اين چيزهايى كه در جامعهء بشرى هست از قبيل قانون ، اخلاق ، مجازات ، بى اساس مىشود ؛ اخلاق ديگر معنى ندارد ، قانون ديگر معنى ندارد ، مجازات ديگر معنى ندارد ، خوبى معنى ندارد ، بدى معنى ندارد ، هيچ چيزى معنى ندارد . اگر بنا شود كه رابطهء انسان با فعل خودش رابطهء ضرورى باشد يعنى رابطهء جبرى باشد اين به معنى آن است كه تخلف اين فعل از اين فاعل محال است يعنى ميان اين علت و اين معلول ضرورت حاكم است . اگر ضرورت حاكم است پس اختيار نيست . اختيار كه نيست پس بايد بگوييم : خوب وجودندارد ، بد وجود ندارد ، هيچ چيز ديگر از اين گونه معانى در عالم نيست . آيا شما مىتوانيد درمورد آتش يا هر فاعل طبيعى ديگرى بگوييد كه اين آتش كار خوبى كرد و كار قابل تحسينى كرد و آفرين بر اين آتش باد كه در اينجا اين ماده را محترق كرد و ما را گرم كرد و در جاى ديگر كه مثلًا پالتوى ما را سوزاند بگوييم لعنت بر اين آتش باد و آن