هامش
درجهاى از وجود هست ، بعد اين درجهء از وجود به درجهء وجود بالاتر از خودش وابسته است .
استاد : تشكيك وجود هم همين است .
- حالا سؤال اين است كه اگر اين درجه از وجود واقعاً درجهاى از وجود هست ، در وجود داشتن چه فرقى دارد كه بخواهد به آن وابستگى داشته باشد ؟ وجود ، وجود است ديگر . اين به چه چيز آن وابستگى دارد ؟ .
استاد : وجود وجود است ، اما خودتان مىگوييد : « وجود مشكك » .
- ما قبول نداريم ، براى اينكه اينجا ايراد پيش مىآيد .
استاد : نه ، ايرادى پيش نمىآيد ؛ حالا بحث كنيد .
وجود است كه زاييدهء وجود است - گرچه كلمهء « زاييدگى » در اينجا غلط است ؛ « لم يلد و لم يولد » است - يعنى وجود علت وجود است نه علت چيز ديگر . پس شما درباب عليت چه مىگوييد ؟ درباب عليت آيا مىگوييد وجود علت عدم است ؟ آيا مىگوييد علتِ ماهيت است ، كه امر اعتبارى است ؟ مىگوييد وجود علت وجود است . وجود علت وجودش است يعنى چه ؟ هردو كه به قول شما وجود است . وجود علت وجود است يعنى اصلا عليت از وجود بيرون نيست . وجود علت وجود است يعنى اصلا مرتبهاى از وجود وابسته است به مرتبهاى از وجود .
- ايشان مىگويند فرق وجود علت با وجود معلول چيست ؟ .
استاد : در شدت و ضعف است .
- اين شدت و ضعف يعنى چه ؟ .
استاد : اصلا شدت و ضعف هم به وجود برمىگردد . اينها را شما در ابتدا خواندهايد . البته من قبول دارم ، يعنى سؤالهاى شما را در اينجا مىپسندم ، براى اينكه اينها را بايد كم كم و تدريجاً تصور كرد .
ش ب وجود يك وقت هست كه مىگوييد اصلا ما نمىتوانيم مراتب تصور كنيم ، نمىتوانيم دروجود شدت و ضعف تصور كنيم ( مثل حرف عرفا ) ، بنابراين عليت هم در عالم نيست . وحدت وجود عرفانى - البته در آن شكل غليظش - يك چنين چيزى است .
اصلا عليتى در عالم نيست . كثرتى به هيچ وجه در عالم نيست .
ولى ما كه با بديهيات اوليهء عقل سروكار داريم نمىتوانيم اين را قبول داشته باشيم . ما دربحث تشكيك وجود گفتيم كه آيا تقدم و تأخر معقول است يا معقول نيست ؟ آيا شما از شدت و ضعف تصور داريد يا نه ؟ اصلا شدت و ضعف يعنى همين . اصلا تا وجودْ حقيقت نباشد و تا وجود مراتب نداشته باشد تصور شدت و ضعف در عالم غلط است ؛ اصلا تصورش در عالم وجود ندارد . اگر وجود حقيقت نداشت اصلا چنين تصورى به ذهن نمىآمد . تا يك حقيقت نباشد كه صاحب مراتب باشد شدت و ضعف معنى ندارد .
اگر شما يك شيئى را برداريد و چيز ديگرى را با آن مخلوط كنيد اين كه شديدتر از آن نيست ، اين كه تكامل آن نيست . شما مىگوييد : « تكامل » ( حالا تكامل را هميشه درقوس صعودى مىگوييم اما عليت در قوس نزولى است . اين در سير نزولى است و آن در سير صعودى ) . تكامل يعنى چه ؟ يعنى اين داراى مرتبهاى از كمال است بعد داراى