هامش
مرتبهء بالاتر و عاليتر مىشود . آيا اين مرتبهاى كه قبلا داشته است با مرتبهاى كه بعداً دارد از يك جنس است يا از دو جنس ؟ اگر از دو جنس باشد كه ديگر تكامل نيست . اين مثل اين است كه مثلا يك نفر صد هزار تومان پول دارد بعد يك كلاس علمى هم طى مىكند . اينكه ديگر تكامل پولدارى نيست . يا مثلا يك كلاس درس خوانده است بعد صد هزار تومان به او مىدهند . اينكه تكامل علم نيست . تا يك چيز نباشد كه شدت و ضعف بپذيرد كه تكامل معنى ندارد و در ماهيات كه ملاك كثرت هستند اصلا تكامل معنى ندارد ؛ يعنى در ماهيات مسأله به اين شكل است كه اين ماهيت چيزى بر آن علاوه مىشود ، يعنى كثرتى [ ايجاد مىشود ] بدون آنكه يك جهت وحدت در كار باشد .
بنابراين شدت ، ضعف ، عليت ، همهء اينها به وجود برمىگردد و به مراتب داشتن وجود برمىگردد . مراتب داشتن هم اين است كه از هر مرتبهاى عدمهايى انتزاع مىشود و در آن مرتبه عدمهايى صدق مىكند كه در مرتبهء بالاتر صدق نمىكند . در يك مرتبهاى عدمها ، ماهيتها ، نيستيهايى صدق مىكند كه در مرتبهء بعد و در مرتبهء بالاتر صدق نمىكند ، حال چه در قوس صعودى باشد چه در قوس نزولى .
اينها مسائلى است كه بايد خيلى تكرار شود تا وارد اذهان شود ، چون قبلا هم عرض كردهايم كه آن مسائل اساسى مسائلى است كه تصورش مشكل است نه تصديقش .
بعضى مسائل هست كه تصورش آسان است ، تصديقش مشكل است ، يعنى برهان اقامه كردن بر اينكه آيا چنين چيزى هست يا نيست خيلى مشكل است ، فرمولهاى بسيار پيچيدهاى دارد تا انسان بتواند تصديق كند . مثلا اينكه آيا ابعاد متناهى است يا نامتناهى تصورش خيلى ساده است . اينكه آيا سلسلهء علل و معلولات متناهى هستند يا غيرمتناهى تصورش ساده است ، ولى برهان اقامه كردن بر يك طرف كه آيا ابعاد متناهى است يا نامتناهى و آيا سلسله علل مىتواند نامتناهى باشد يا نه ، هميشه متناهى است ، اين ممكن است يك مقدار پيچيدگى داشته باشد .
ولى بعضى مسائل هست كه براهينش آن قدر مشكل نيست ، ساده است ، خود تصور مطلب يك مقدار مشكل است ؛ منتها بايد با بيانات مختلف خيلى بازگو شود تا خود مطلب براى انسان قابل تصور شود . وقتى كه خود مطلب تصور شد آن وقت ديگر تصديقش بسيار ساده است و يك برهان ساده هم كه براى انسان ذكر كنند قضيه حل مىشود ولهذا ما اول هم كه اين سلسله درسها را شروع كرديم گفتيم كه بسيارى از مسائل را كه ما در ابتدا مىخوانيم شما در ابتدا انتظار نداشته باشيد كه برايتان كاملا جزمى و يقينى شود ، بلكه اين مسائل در طول مسائل ديگر كه مرتباً ذكر شود از باب اينكه يك نوع وابستگى ميان مسائل مختلف هست بعد در مجموعِ مسائل قضايا حل مىشود .
- ولى من فكر مىكنم شخص خودم هروقت سؤال مىكنم تازه قضيه را تصور مىكنم ، يعنى جريان قضيه اينطور است . آخر شما در آن جلسه فرموديد كه درمورد علت و معلول ربط و رابطه عين هم هستند يعنى معلول عين نياز به علت است و نياز عين نيازمند است ، آن وقت من در آنجا خدمتتان عرض كردم كه اگر اينطور