( 5 ) مباحث مربوط به امكان
ادامهء بحث هفتم
بحث دربارهء اين مسأله بود كه مناط احتياج به علت چيست . معلول كه نيازمند به علت است چرا نيازمند به علت است ؟ اگر فرض كنيم ب معلول و الف علت باشد ، ب نيازمند به علتى است ( حال الف هم ممكن است به نوبهء خود نيازمند به علت ديگرى باشد ) . [ چرا ب نيازمند به علت است ؟ ] درمقابل اينكه چرا ب بىنياز از علت نيست ؟
اين خودش يك مسألهاى است . چرا اينهمه معلولها همه نيازمند به علت هستند ؟
چرا اساساً بىنياز از علت نيستند ؟ .
اين خود يك مسألهء بسيار جالبى است كه كمتر مطرح مىشود و درميان فلاسفه هم كه مطرح شده است علتش مناقشات متكلمين بوده است كه اين مسأله را وارد فلسفه كردهاند ؛ چون درباب علت و معلول يك وقت مسأله را به اين شكل مطرح مىكنيم كه چرا اين معلول وجود دارد ؟ مىگوييم به دليل اينكه آن علت وجود دارد .
چرا اين آب بخار شد ؟ به دليل اينكه در اينجا فلان مقدار حرارت وجود داشت ؛ و همچنين دربارهء اشياء ديگر . و يك وقت مسأله را به اين شكل مطرح مىكنيم كه اصلًا چرا اين بخار شدن علت مىخواهد ؟ اين يك چراى ديگر است كه اين چراى