تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
موجود شده مىخواهد موجود شود و بعد مىگوييد : اين كه موجود شده است ! جواب اين است كه اين شىء در آنِ اول موجود شده است ، در آن دوم كه همان موجود شدهء اول نيست ، مرتبهء ديگرى از وجود آن است كه ادامه پيدا مىكند . پس يك وجود دائم است و يك ايجاد دائم « 1 » . بنابراين اين اشكال هم در اينجا به كلى بى معنى است .

بحث هفتم : مناط احتياج به علت امكان است

ما در اين مسأله كه مناط احتياج به علت چيست پيش افتاديم و عمداً هم پيش افتاديم و گفتيم كه مسأله‌اى مطرح است راجع به اينكه مناط احتياج به علت چيست . در اينجا درواقع چهار نظريه موجود است كه سه نظريه‌اش را ما قبلًا گفتيم ، ولى معمولًا دركتب فلسفه دو نظريه را ذكر مىكنند : يكى نظريهء متكلمين كه مناط احتياج به علت حدوث است ، و يكى نظريهء فلاسفه كه مناط احتياج به علت امكان است . گفتيم كه از نتايج اختلاف اين دو نظريه اين است كه حكما بر خلاف متكلمين قائل به قديم زمانى - كه درعين اينكه قديم زمانى است ممكن الوجود است نه واجب الوجود - هستند ولهذا حكما « عقول مجرده » را قديم زمانى مىدانند ، و آنهايى كه قائل به افلاك بودند و قائل به حركت جوهريه هم نبودند افلاك را قديم زمانى مىدانستند ، و همچنين آن كسانى كه قائل به حركت جوهريه نبودند - مانند فارابى ، بوعلى سينا و خواجه نصيرالدين طوسى - اصول عناصر را قديم زمانى .
هامش
( 1 ) . - همان مسألهء خلق مدام مىشود . استاد : همان مسألهء خلق مدام است كه البته بيشتر عرفا مىگويند . - بعضى از مسائل درك مثالهايش كمى مشكل است . استاد : نه ، البته اين مثالها مثالهاى فلسفى نيست . عمده اين است كه اصل آن مطلبى كه درباب جعل و مجعول و جاعل گفتيم مورد توجه قرار گيرد . - آن كه كاملا حل شد . استاد : آن اگر حل شود اينها ديگر خود به خود حل مىشود . - مثلا ساختمان ، معلول يك بنّاست و در بقائش نيازمند به بنّا نيست . استاد : حالا عرض مىكنيم . اتفاقاً به اين مطلب مىرسيم .