ممكن است . شىء اول ممكن است بعد موجود نه اينكه اول موجود مىشود و در مرتبهاى كه موجود است نه ممكن است نه واجب است و نه ممتنع ، بعد كه موجود شد آن وقت ممكن مىشود ؛ چنين چيزى نيست « 1 » .
بحث پنجم : نياز ممكن به مؤثر و علت ، بديهى اوّلى است
مسألهء ديگر از مسائل مربوط به امكان مسألهء نياز ممكن به علت است . ما مىگوييم : « ممكن نيازمند به علت است » . كسى ممكن است بگويد : به چه دليل ممكن نيازمند به علت است ؟ اينها [ يعنى حكماى اسلامى ] جواب مىدهند كه :
« وحاجة الممكن أوّليّة » يعنى يكى از بديهيات اوليه « 2 » و يكى از امورى كه غيرقابل انكار .
هامش
( 1 ) . - استاد ! شىء كه شما مىفرماييد يعنى « ماهيت » ؟ .
استاد : بله ، شىء يعنى ماهيت .
- خوب ، شما الآن مىفرماييد ماهيت چنين است ، بعد مىفرماييد ماهيت . . . .
استاد : نه ، ما مىگوييم كه ما ماهيتى داريم ، امكانى داريم ، ايجابى داريم ، وجوبى داريم ، وجودى داريم ؛ ممكن است از آن سر شروع كنيم ، ممكن است از اين سر شروع كنيم .
- حالا كسى از آن طرف مىگويد .
استاد : نمىشود . حالا حساب كنيد ببينيد نمىشود . اگر از آن طرف بگيريم بايد بگوييم شىء وجود پيدا مىكند ، بعد ايجاد مىشود ، بعد وجوب پيدا مىكند ، بعد ايجاب مىشود ، بعد ممكن مىشود ؛ آيا اصلا چنين چيزى معقول است ؟ ! .
- ولى مىشود به يك نحو ديگر بگوييم .
استاد : نه ، به هيچ نحو ديگر نمىشود گفت ، صرف گفتن نيست .
- منظورم اين است كه شما مىفرماييد كه يك وجود واجب داريم و يك وجود ممكن . در اين حد كه بحثى نيست . حالا كسى سؤال مىكند كه اگر واقعاً وجود فقط وجود واجب است و به عبارت ديگر وجود يعنى وجوب و نه امكان پس اصلا اين حرف كه ما مىگوييم اين جهان ممكن است و ممكن يعنى هيچ و ممكن يعنى ظل و سايه ، ديگر معنى ندارد ، چون اينها از آن جهت كه وجودند واجبند .
استاد : نه ، اينطور نيست . از آن جهت كه وجود است واجب بالذات است يا واجب بالغير .
چون خود وجود هم تقسيم مىشود به واجب بالذات و واجب بالغير .
- آن غيرش ديگر چيست ؟ .
استاد : اينها را بعد مىگوييم . اين بحثها به زودى مطرح خواهد شد .
( 2 ) . زيرا ما دو نوع بديهى داريم : [ بديهى اوّلى و بديهى غير اوّلى ] . در منطق شش قسم بديهى ذكر مىكنند كه يك قسمش بديهيات اوليه است و اقسام ديگرش عبارتند از : محسوسات ، تجربيات فطريات ، و . . . اينها را مىگويند جزء بديهيات است ولى بديهياتى است كه لااقل به يك كُمكى [ نظير حس يا تجربه ] احتياج دارد اما بديهيات اوليه بديهياتى است كه همان تصور موضوع و محمول براى تصديق آن كافى است .