تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
2 . در مورد دو امرى كه درحين وجود با يكديگر ناسازگارند ، نه دو امر ناسازگار در موجوديت كه اگر اين وجود دارد آن وجود ندارد و اگر آن وجود دارد اين وجود ندارد ، بلكه دو امرى كه هر دو وجود دارند و در حالى كه هر دو وجود دارند با يكديگر ناسازگارند ، درستيزند ؛ مانند اينكه مىگوييم : آب و آتش ناسازگارند . « آب و آتش ناسازگارند » يعنى اثر يكديگر را خنثى مىكنند . آتش به آب كه برسد تأثيرش بر روى آب اين است كه تا حدى كه بتواند و قدرت داشته باشد آب را تبديل به بخار مىكند . آب كه به آتش مىرسد تأثيرش بر روى آتش اين است كه آتش را تا حدى كه مىتواند خاموش مىكند . پس تضاد و ناسازگارى به اين معنى ، يعنى دو شىء اثر يكديگر را خنثى مىكنند . اما اين امر به دو نحو است : در مواردى يكى آن ديگرى را بىاثر مىكند ، و در مواردى اثر يكديگر را به كلى از بين نمىبرند بلكه تعديل مىكنند ؛ يعنى اين يك مقدار روى آن اثر مىكند ، آن هم يك مقدار روى اين اثر مىگذارد ، وقتى كه ايندو روى هم اثر گذاشتند يك وضع جديد و يك حالت متوسط به وجود مىآورند . تضاد عناصر كه در مورد مركبات مىگويند به اين معناست . مىگويند عناصر با يكديگر ضدند و هر مركبى از اضداد به وجود مىآيد . به همين دليل كه عناصر را با يكديگر اضداد مىدانستند به عناصر « آخشيج » يا « آخشيجان » مىگفتند . كلمهء « آخشيج » همان مفهوم « ضد » را مىرساند . آب و آتش و خاك و هوا اينچنين هستند ، يعنى تحت يك فرمول معين كه با هم جمع مىشوند روى يكديگر اثر مخالف مىگذارند . ما فعلًا بر اساس حرف قدما بحث مىكنيم و به صحت و سقم آن كارى نداريم . به اين تعبير مىگفتند كه يكىتر است و سرد ، يكىتر است و گرم ، يكى خشك است و سرد ، يكى خشك است و گرم ؛ گرمى اين از سردى آن مىكاهد ، خشكى آن از رطوبت اين مىكاهد ؛ در مجموع در اين شىء يك وضعى به وجود مىآيد كه اين شىء نه خاصيت آتش را دارد نه خاصيت آب را ، نه خاصيت هوا را دارد و نه خاصيت خاك را ، بلكه يك خاصيت متعادل دارد ؛ منتها مىگفتند بعد از پيدايش اين خاصيت متعادل اين ماده مستعد مىشود براى اينكه يك صورت جديد پيدا شود ، كه آن صورت جديد اصلًا يك چيز ديگر و يك ماهيت جديد است .