بالغير و فرق امكان بالقياس و امكان بالغير چيست .
7 . وجوب بالقياس
ديديم كه وجوب بالغير معنايش اين است كه اين شىء به واسطهء [ غير ] وجوب پيدا كرده است يعنى وجوبش بالغير است و از ناحيهء غير آمده است . ولى در وجوب بالقياس ما نمىخواهيم بگوييم وجوب اين شىء از ناحيهء غير آمده است يا نيامده است ؛ اصلًا به اين مطلب كارى نداريم ، بلكه مىخواهيم بگوييم با فرض وجود اين شىء وجود آن شىء ضرورى است ؛ يعنى نظرمان فقط به اين است كه اگر اين شىء موجود باشد محال است كه آن شىء موجود نباشد . نمىخواهيم بگوييم كه وجوب آن از ناحيهء اين آمده است ، بلكه همين قدر مىخواهيم بگوييم كه محال است كه اين شىء موجود باشد و آن شىء موجود نباشد و يا آن شىء موجود باشد و اين شىء موجود نباشد .
به عنوان مثال ، شما يك امرى را درنظر بگيريد كه دو لازم داشته باشد ، مثلًا يك علتى را درنظر بگيريد كه در آنِ واحد دو معلول داشته باشد . قهراً اين دو معلول از يكديگر انفكاك ناپذيرند ، يعنى وقتى اين علت وجود پيدا كند اين دو معلول لازم لاينفكّ آن هستند . اما به حكم اينكه هر دو لازم لاينفك اين علت هستند بين خودشان هم تلازم برقرار است . پس اگر علت را « الف » و اين دو معلول را « ب » و « ج » بناميم وقتى كه رابطهء ايندو را با « الف » درنظر بگيريم وجوبشان وجوب بالغير است ، يعنى مىگوييم وجوب « ب » از ناحيهء « الف » آمده است ، وجوب « ج » هم از ناحيهء « الف » آمده است . ولى وقتى كه رابطهء ايندو با يكديگر را درنظر بگيريم مىبينيم وجوب بالقياس بين آنها حاكم است . وقتى كه مىخواهيم وجوب بالقياس را بيان كنيم همين قدر مىگوييم كه ايندو از يكديگر انفكاك ناپذيرند ؛ ولهذا در مورد ايندو نه اين يكى علت است براى ديگرى و نه آن ديگرى علت است براى اولى ، ولى به حكم اينكه هر دوى اينها معلول يك علت هستند خود ايندو از يكديگر انفكاك ناپذيرند ، پس قهراً بينشان وجوب بالقياس حاكم است .
وجوب بالقياس يك معنى اعمّى است كه موارد وجوب بالغير را هم شامل مىشود . حتى بين معلول و علتش درعين اينكه وجوب بالغير هست وجوب