تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
داشته باشد ، اين ظلم ، بدى خود را از دست مىدهد . اين ، جنبهء اجتماعى قضيه است . پس ظلم بد است از جهت منشئيت آن براى فقداناتى كه در افراد ديگر [ پيدا ] مىشود . از جنبهء ديگر كه جنبهء اخلاقى و فردى است نگاه مىكنيم : انسان ، بالقوه كمالاتى دارد كه وقتى به آن كمالات مىرسد كه همهء قوا در حد اعتدال باشند ؛ يعنى انسان از نظر جهازات روحى درست مثل انسان از نظر جهازات بدنى است . در جهازات بدنى هيچ عضو زائد وجود ندارد ، نه دست زائد است ، نه پا ، نه روده و نه چشم ، ولى هر يك از اينها حد و اندازه‌اى دارد كه در خود طبيعت تعيين و تعبيه شده است . مثلا اين دست بايد وجود داشته باشد ، اما اگر اين دست بخواهد دو برابر اين اندازه كه هست باشد ، تعادل را به هم مىزند ؛ كما اينكه همين دست اگر بخواهد از اين اندازه كه هست كوچكتر باشد باز هم تعادل را به هم مىزند ؛ و همچنين اعضا و جوارح ديگر . همين‌طور انسان به همهء قواى روحى خود نياز دارد ، به شهوت نياز دارد ، به غضب نياز دارد ، به همهء قواى ديگر نياز دارد ؛ همچنان كه يك سلسله نيازهاى ديگر روحى و معنوى دارد كه همه بايد باشد . عدالتى كه از جنبهء اخلاقى مىگويند ، همين تعادل و توازن روحى است و اين كه همهء قوا در حد اعتدال باشند . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . [ ادامه نوار در دست نيست ، اما خوشبختانه مطالب آخر اين جلسه در جلسهء بعد به تفصيل توضيح داده شده است . ]