تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
و الشر يلحق المادة لأمر أول يعرض لها فى نفسها ، و لأمر طارئ من بعد . شر هم كه ملحق به ماده مىشود دو جور است : يك وقت شر از ابتدا ملحق به ماده مىشود ؛ يعنى يك ماده‌اى كه استعداد كمالى را دارد ، در همان ابتدا قبل از آنكه آن كمال پيدا شود يك عارضه‌اى پيدا مىكند كه به واسطهء آن عارضه آن كمال ابتدايى كه براى اين شئ متمكن بود پيدا نمىشود . مثلا فرض كنيد كه نطفهء يك انسان از همان ابتدا دچار يك بيمارى و يك عارضه‌اى مىشود كه يا مانع به دنيا آمدن آن مىشود يا مانع مىشود كه سالم به دنيا بيايد و بعد كه به دنيا مىآيد موجودى معيوب و مريض و ناقص‌الاعضاء به دنيا مىآيد . و يا اينكه ماده از اول استعداد را دارد و آن صورتى هم كه استعدادش را دارد افاضه مىشود ولى بعد مانعى پيدا مىشود و آن را زايل مىكند : فأما الأمر الذى فى نفسها ، فأن يكون قد عرض لمادة ما فى اول وجودها بعض أسباب الشر الخارجة ، فتمكن منها هيئة من الهيئات ؛ تلك الهيئة يمانع استعدادها الخاص الكمال الذى منيت « 1 » بشرٍ يوازيه ، مثل المادة التى يتكوّن منها إنسان أو فرس ، إذا عرض لها من الأسباب الطارئة ما جعلها أرْدأُ مزاجاً و أعصى جوهراً ، فلم تقبل التخطيط و التشكيل و التقويم ، فتشوّهت الخلقة و لم يوجد المحتاج إليه من كمال المزاج والبنية ، لا لأن الفاعل حرم ، بل لأن المنفعل لم يقبل . [ پس آن شرى كه از اول ملحق به ماده مىشود به اين صورت است ] كه يك اسباب و علل خارجى دخالت مىكنند و در نتيجه يك هيأت و كيفيت خاصى در اين ماده جايگير و متمكن مىشود كه اين هيأت و خصوصيت تمانع پيدا مىكند با استعداد خاص آن ماده ، كه اين استعداد خاص گرفتار اين شرى شده كه اكنون [ در كنار او قرار گرفته است . ] مثل ماده‌اى كه انسان يا اسب از آن متكوّن مىشود ، ولى
هامش
( 1 ) . « منعت » يا « منيت » هر دو درست است . « منيت » يعنى گرفتار شد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 520 | مرتضى مطهرى