تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧

ادامهء بحث شرور

يادآورى درس گذشته

بحث درباب شرور پس از يك تحليل به آنجا رسيد كه بازگشت شرور به اعدام است ، آن هم نه هر عدمى . منظور عدم مطلق نيست ، چون عدم مطلق به تعبير شيخ « لاخبر له » ، آن عدم اصلا حكمى ندارد . اگر هم فرض كنيم كه از عدم مطلق خبرى باشد ، همان شر عام و شر مطلق خواهد بود . پس عدم شر است ، ولى نه هر عدمى ، عدم ملكه شر است ، يعنى عدم شيئى كه آن شئ استعداد وجود داشتن دارد . آنچه كه استعداد و امكان وجود دارد ولى به نحوى از انحاء وجود پيدا نكرده است يا وجود پيدا كرده و بعد معدوم شده است ، اين را ما « شر » مىناميم . هر كس هر شرى را در نظر بگيرد ، آخرش يا به عدم برمىگردد يا به وجودهايى كه آن وجودها از آن جهت شرند كه منشأ عدمند ، نه از آن جهت كه وجودند . اين يك بحثى است كه حكما در اينجا دارند . بحث ديگر مربوط به تلازمى است كه ميان همين « شرور و اعدام » و « خيرات » است . در همين عالم كه عالم طبيعت است ، همين شرور اگرچه به معنى خلأها هستند ولى از لوازم ذاتى يك سلسله خيراتند ، كه نبودن اين خلأها مستلزم نبودن ملزوم آنهاست . اين هم يك قسمت بحث است . البته حالا قسمتهاى اساسى بحث را عرض