لازم بود كه وقتى مسألهء خير و شر را مطرح مىكنيم اين مسأله را هم بيان كنيم ، چون به اين صورت كه الان مطرح كرديم در كتابهاى خودمان نيست و در كتابهاى جديد هم در مسائل ديگر مثل تاريخ و نظاير آن مطرح مىكنند . ولى همين بحثى كه اينها در تاريخ مطرح مىكنند خود به خود در بحث خير و شر كه راجع به نظام كلى عالم هم هست مطرح مىشود . شايد اگر بعد بيان ديگرى براى اين مطلب پيدا كرديم دوباره عرض كنيم . حالا اين را اجمالًا در نظر داشته باشيم كه بحث ما مربوط به نظام كلى است .
سؤال : اينخرق عادت كه در قرآن آمده است ، آن هم در نظام جزئى است ؟
معجزه و خرق عادت تصرف در نظام جزئى است
استاد : بله ، اينها همه در نظام جزئى است ، يعنى تغيير در نظام كلى نيست . مثلا اين خرق عادت كه آتش بر حضرت ابراهيم سرد شد ، به اين معنا نيست كه آتش در حالى كه آتش است ، بدون آنكه هيچ قدرتى روى آن اعمال نفوذ كرده باشد و بدون آنكه يك قدرت خارجى به عنوان يك مانع روى آن اثر گذاشته باشد ، كار محالى را انجام داده باشد ، يعنى آتش بدون آنكه هيچ تأثيرى روى آن شده باشد تبعيض كند ، غير ابراهيم را بسوزاند و ابراهيم را نسوزاند ؛ نه ، اينجا ارادهء ولىّ خداست . همانطور كه هزاران مانع طبيعى جلو آتش را مىگيرد و حتى ارادهء يك مرتاض جلو حركت قطار را مى گيرد ، اين هم كارى بر خلاف مقتضاى طبيعت نيست . همين كارهايى كه جوكيها مىكنند ، اين نيست كه جوكى اراده كرده است كه مثلا اين نيروى بخار در يك جا اثر بكند و در يك جاى ديگر اثر نكند . اگر جوكى بخواهد نيروى بخار بدون اينكه تصرفى رويش شده باشد كار خودش را انجام ندهد ، اين محال است و محال