موقعيت شرور در نظام كلى عالم
مرورى بر مطالب درس گذشته
گفتيم كه در مسألهء شرور اصول و كلياتى است كه بقيهء امور بر اساس آنهاست .
در اينجا شيخ شايد مطالب را با نظم خيلى خوبى بيان نكرده باشد ، ولى اصول مطالب همانها بود كه در آن جلسه عرض كرديم ، كه بهطور خلاصه تكرار مىكنيم .
يك مسأله اين بود كه شرور در نهايت امر به امور عدمى تحليل مىشوند ، يعنى شرور به يك سلسله اعدام در موجودات برمىگردند . ماهيت ذاتى شرور عدم و نيستى است . اگر هستيها به شريت متصف مىشوند به واسطهء منشئيت آنها براى نيستى است ؛ يعنى اگر منشئيت اين وجودات را براى يك سلسله نيستيها در شئ ديگر در نظر نگيريم و فرض كنيم كه از آن وجودات منفك بشوند ، اين هستيها شر نيستند . مثلا مىگوييم جهل براى انسان شر است . قهراً اگر چيزى سبب جهل شود آن هم شرخواهد بود . جهل ، بالذات شر است ، يعنى از آن جهت كه جهل است و از آن جهت كه فقدان علم است شر است ، نه از جهت ارتباطش با امر ديگر . جهل شر است از جهت خودش . ولى فلان شئ ديگر شر است براى اينكه منشأ جهل مىشود . مثلا ظلم شر است براى اينكه به طور مثال منشأ جهل شده است . پدرى مانع درس خواندن بچهاش مىشود . اين عمل او يك عمل وجودى است ، اما شر است ، براى