كيفيت دخول شر در قضاى الهى
[ اكنون به مسألهء شرور مىپردازيم . ] شايد به طور زبده و خلاصه و از همه بهتر همان مطالبى باشد كه در كتاب عدل الهى ذكر كردهايم . حالا كليات آن را ابتدا به طور خلاصه عرض مىكنيم و بعد به جزئياتش مىپردازيم .
تعريف « شر »
اول ببينيم كه تعريف « شر » چيست ؟ شر نقطهء مقابل خير است . شايد نشود تعريف جنس و فصلدارى براى هر يك از اينها كرد . قبلا بايد موارد اطلاق كلمهء « خير » و « شر » را تحليل كنيم . اگر ما باشيم و لفظ « خير » و « شر » ، مىبينيم كلمهء « خير » به قول اينها عبارت است از مُؤْثَر ، يعنى آن چيزى كه قابل اختيار شدن و انتخاب شدن است . قهراً شر نقطهء مقابل آن مىشود . ممكن است كسى شر را به امر نبايستنى تعريف كند ، يعنى آنچه هست ولى نبايد باشد .
موارد استعمال لفظ « شر »
بهتر اين است كه ما قبل از آنكه شر را تعريف كنيم موارد استعمال آن را به دست