درمىآيد .
تأثير نظريهء داروين در برهان نظم
اين بود كه فرضيهء داروين كه در دنيا پيدا شد سرو صداى زيادى راه انداخت .
فرضيهء داروين بعد از دورهء هيوم پيدا شد ، چون دورهء هيوم در نيمهء دوم قرن هجدهم بود و نظريهء داروين درست در حدود نيمهء دوم قرن نوزدهم پيدا شد . گويا در سال 1859 بود كه كتاب بنياد انواع و انتخاب طبيعى داروين منتشر شد . كتابهاى مشابهش نيز تقريباً در همان زمان منتشر شد ، درست در حدود نيمه دوم قرن نوزدهم ؛ يعنى حدود هفتاد سال گذشته بود . اين است كه در كلمات هيوم اين احتمال وجود ندارد ، ولى بعد از پيدايش نظريهء داروين اين احتمال به وجود آمد كه گفتند نظريهء داروين برهان نظم را متزلزل كرده است ، روى همان حسابى كه عرض كردم .
فرضيهء داروين و نظريهء احتمالى بودن نظم عالم
اولًا حتى روى حسابهاى خود داروين هم اين فرضيهء بدون معيار احتمالات ، زياد قابل قبول نيست . در پيدايش اشياء آن قدر احتمالات تكرار نشده است تا به اين صورت موجود شوند ؛ يعنى در همين تكامل تدريجى حيوانات كه داروين گفته از نسل يك حيوان حيوانهايى پيدا شد و بعد آنهايى كه صلاحيت براى بقا نداشتند از بين رفتند و آن كه اصلح براى بقا بود ماند ، به اين صورت نبوده كه پيدايش موجودات آن قدر زياد تكرار شده باشد ، مثلا ميلياردها بار در طبيعت تكرار شده باشد و بعد يك بار آن موجودى پيدا شده باشد كه چون تصادفاً صلاحيت براى بقا داشته باقى مانده است . به اين شكل نيست . او مثلا مىگويد كه فرض كنيد يك حيوانى چند تا بچه از او زاييده شد و همه از بين رفتهاند و يكى از آنها صلاحيت براى بقا داشته است .
نظريهء داروين و غايت داشتن موجودات
ولى آن چيزى از بيان او كه بيشتر اين نظريهء [ احتمالات ] را از بين برده است اين است كه آنچه به جانداران صلاحيت براى بقا مىبخشد يك عضو كوچك نيست ، يك عضو به تنهايى نيست . ببينيد : اگر چنين بود كه در بدن موجود زنده اگر يك