را عقل نمىپذيرد . اما فرض كنيم كه براى برداشتن شمارهء 1 صدبار دستش را برده و دانهاى را برداشته و بعد انداخته تا اينكه بالاخره شمارهء 1 را برداشته است . بعد مكرر اين كار را ادامه داده تا دانهء دوم آمده است ، و همچنين براى دانهء سوم به عدد همان احتمالات عمل را تكرار كرده است و بيشتر از آن احتمال تكرار شده است .
در اين صورت ديگر احتمال نامعقول نيست . مىگويد مثلا ميلياردها بار عمل كوركورانه و تصادفى صورت گرفته تا اين دانهها تسبيح شده است .
سؤال : صد به قوهء صد مىشود .
استاد : بله ، خيلى عظيم مىشود . اگر صد به قوهء صد هم باشد احتمال [ انجام نشدن ] زياد و نامحدود است . هر چه كه ما احتمال بدهيم ، البته اين احتمال در پيشگاه عالم آن قدر نيست كه حالا آنها مىگويند نامحدود است ، چون از جمله چيزهايى كه حساب كردهاند همين است كه تغييرات و تبدلات و تكامل هر چه كه جلو آمده ، بنا بر فرضيههاى امروز بر شتابش افزوده شده است . اين خودش مسألهاى است . مىگويند كه آن اول ، يعنى حدود ميلياردها ميليارد سال پيش ، يك مادهء يكنواخت بوده ، مثلا عنصر اوّلى كه به وجود آمده اتم ئيدروژن بوده است . اين ، حلقهء اول نظمى است كه [ عالم ] به خود گرفته است . بعد از اين به مرحلهء دوم كه مىرسد و پايه دوم مىخواهد پيدا شود و مثلا اتم ديگر يا عنصر ديگر پيدا شود ، مدتى طول كشيده است اما نه به مقدار اول . همينطور حلقه به حلقه جلو مىآيد تا به جانداران مىرسد . در جانداران اول حركت كند است ، هر مرتبهء تكامل را كه طى مىكند حركت سريع مىشود ، تا مىرسد به انسان . به انسان كه مىرسد حركت خيلى سريع مىشود . در انسان نيز مثلا وقتى كه ، به قول اينها ، به مرحلهء تمدن مىرسد ، سرعتش و شتابش صد برابر بيشتر مىشود ، كه خود اينها يك حسابهايى است كه در مسألهء تكامل چون سرعت خيلى زياد مىشود قهراً احتمالات را كم مىكند .
زمان كه كم مىشود احتمالات هم خيلى كم مىشود .
حالا آنها فكر كردهاند و فرض مىكنند كه احتمال نامحدود است . وقتى كه احتمال نامحدود باشد و [ عمل ] مثلا صد به قوهء هزار ، يا دههزار به قوهء دههزار ، يا ميليون به قوهء ميليون ، يا ميليارد به قوهء ميليارد تكرار شده ، اين به صورت محتمل
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 482
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٨٢