تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
ثُمَّ اسْتَوى الَى السَّماءِ وَ هِىَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أوْ كَرْهاً قالَتا أتَيْنا طائِعينَ « 1 » . وَ لَهُ أسْلَمَ مَنْ فِىالسَّمواتِ وَالْأرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ الَيْهِ يُرْجَعونَ « 2 » . اين اتيان از روى طوع است ؛ بر خلاف صنع بشر كه اتيان از روى كَرْه است . در صنع بشر ، مواد طبيعت تسليم بشر هستند ولى تسليم از روى كَرْه ، نه چيزى مقتضاى ذات و طبيعت . اما صنع الهى و حكمت الهى اتيان طبيعت است على سبيل الطوع ، « أتَينا طائعين » است نه « أتَينا كارهين » . پس اساس حرف آقاى هيوم كه گفته اين برهان بر اساس تشبيه است ، درست نيست و تشبيه نمىباشد . اشكال بعد ايشان اين بود كه شباهت كامل نيست . جواب اين است كه : بايد كامل هم نباشد . نه تنها اگر شباهت كامل نباشد ضرر ندارد ، [ بلكه بايد چنين باشد . ] بيان حكيمانهء دليل نظم غير از بيان متكلمانه است كه در كتب كلامى اين قدر به‌صنعهاى بشرى چسبيده‌اند . البته از يك نظر درست است ، ولى نمىشود فعل الهى از هر جهت شبيه فعل بشرى باشد . آن ايرادى كه ما قبلًا مطرح كرديم وارد است ؛ يعنى كمال شباهت نبايد باشد . بعد اين اشكال را مطرح كرد كه فرض كنيم اين دليل قابل قبول باشد ، حد اكثر دليل مىشود بر اينكه عالم صانعى مانند انسان دارد ، در حالى كه مطلوب ما صانعى برتر از انسان است ، مطلوبْ قوّت و قدرت نامتناهى است .

برهان نظم ما را به افق ماوراء الطبيعه مىرساند ، نه بالاتر

جواب اين است كه بعد از اينكه گفتيم اين برهان اساساً از راه شباهت نيست ، ديگر احتياج ندارد كه ما اين را جواب بدهيم . در عين حال يك مطلب ديگر عرض مىكنم : گذشته از اينكه اين دليل مبنى بر شباهت كامل نيست و بنابراين آن ايراد هم كه
هامش
( 1 ) . فصلت / 11 . ( 2 ) . آل عمران / 83 .