تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
به شكل ديگرى مىساخت نه به اين شكل .

اشكال پنجم

خامساً ، شما الهيون مىگوييد كه اين عالم كاملترين عالم ممكن است . ( البته اين جزء دليل نظم نيست ولى الهيون آن را مىگويند . ) شما تقريباً نظير اين تعبير را مىگوييد كه « ليس فىالإمكان أبدع ممّا كان » . شما چه تجربه‌اى روى اين قضيه داريد ؟ مثلًا آيا شكلهاى ديگر عالم را قبلًا تجربه كرده‌ايد و ديده‌ايد كه نمىشود و تنها اين شكلش امكان‌پذير است كه مىگوييد اين تنها شكل ممكن عالم است ؟

اشكال ششم

سادساً ( اين مورد را بايد از نظر ترتيب قبلًا مىگفتيم ، ولى يادم رفت و حالا مىگويم . اين حرف عجيب و خاصى است كه مطرح كرده است . ) مىگويد : شما مىخواهيد بگوييد كه نوعى شباهت ميان معلولات طبيعى و صنع انسان مثل اين ساختمانها و ماشينها هست . من مىگويم اتفاقاً شباهت بيشترى ميان معلولات طبيعى و فعاليتهاى زيستى است . زاد و ولدها و نموهايى كه در گياهان است ، كه يك عمل زيستى و درونى است ، شباهت بيشترى با كارهاى عالم دارد . اگر بنا باشد كه كار عالم را تشبيه كنيم و شباهت قائل شويم ، بايد به فعاليتهاى زيستى طبيعت تشبيه كنيم . تشبيه به فعاليتهاى زيستى ، اقرب است تا به كارهاى عقلانى انسان ؛ يعنى آنجا زايش و رويش است و اينجا ابداع و اختراع . شايد فعاليتهاى طبيعى از نوع زايش و رويش باشد نه از نوع اختراع .

اشكال هفتم

سابعاً ، ما چه مىدانيم ، شايد در خود ماده ، يك عنصرى ، يك نيروى ناشناخته‌اى باشد كه لازمهء آن نيروى ناشناخته نظم دادن است ، نه اينكه در ماوراى ماده يك نيرويى است كه آن نيرو به ماده نظم مىدهد . شايد آن نيروى نظم‌دهنده در خود ماده باشد نه بيرون از آن . همان‌طور كه اگر به يك نيروى بيرون از ماده قائل باشيم برايمان قابل توجيه نيست كه چگونه آن نيرويى كه بيرونى قدرت نظم‌دهندگى دارد و براى ما مجهول است ، اين نيروى داخلى هم براى ما مجهول