تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
پايش روى خاك پيدا مىشود و باقى مىماند . قدمى كه الآن گذاشته و برنداشته است يك حالت است ، و آن قدمهايى كه قبلًا گذاشته و برداشته و اثر پايش پشت سرش است حالت ديگرى است . مىگويد محسوس مثل آن اثر پايى است كه همين الآن روى خاك گذاشته شده ؛ آنچه انسان در ذهن دارد و در مورد آن تعقل مىكند مثل همان اثر پاهاى قبلى است كه از آنها گذشته ، و ارزش بيشترى ندارد . اينها يك سلسله بحثهايى است كه به اين بحث ما خيلى مربوط نيست . او راجع به ادلهء خداشناسى و بالاخص دليل نظم ، كار زيادى كرده و تشكيكات زيادى نموده است كه بعد از او ، تقريباً تا زمان ما ، در دنياى اروپا از آن پيروى كرده‌اند . گفته است كه ديگر دليل نظم دليليت ندارد و مخدوش است . در ايران هم خيلى وقتها شنيده شده كه افرادى همين حرفها را تكرار كرده‌اند . از آنجا كه مخدوش بودن دليل نظم مساوى با اين مسأله است كه حكمت بالغه مخدوش شود ، حالا خواستيم كه از اين نظر هم ، يعنى از نظر ارتباط بحث حكمت با مسألهء نظم ، بحث كنيم .

تقرير نظر هيوم در مخدوش بودن دليل نظم

او چه گفته است ؟ اصول حرف او اين است كه اين دليل نظم از يك تشبيه ميان فعل انسان ، يعنى كارهاى صنعتى انسان ، و آثارى كه در طبيعت هست گرفته شده است . به عبارت ديگر ، گفته است كه اين دليل نظم بر خلاف ساير ادله يك دليل تجربى است . اينها خواسته‌اند از طريق تجربه استدلال كنند ، زيرا از طريق محسوسات وارد شده‌اند . حالا ما مىخواهيم ببينيم آيا اين مطلب از طريق تجربه درست است يا درست نيست . بعد مىگويد كه از طريق تجربه درست نيست ، زيرا اين دليل بر اساس يك تشبيه و تمثيل است ، بر اساس شباهت‌انگارى ميان مصنوعات انسان و افعال و معلولات طبيعى است . شكى نيست كه انسان در مصنوعات خود از تجربه استفاده مىكند . مثلًا همان مثلى را كه الهيون مىآورند ، توضيح مىدهيم : در بيابانى ساختمانى را ببينيم كه درست روى اصول مهندسى مثل همين ساختمانهاى داخل شهر ساخته شده است ؛ در دارد ، پيكر دارد ، از آهن پوشيده شده است ، نماى بيرونى ديوارهايش از سنگ است و امثال اينها . همين حالا انسان وقتى به شهرستانها مىرود در بين راه گاهى ساختمانهايى را مىبيند ؛ وقتى