نقص و كمال هست . حالا كار ندارم كه نقص خوب است يا كمال . نقص و كمالش در اينجا قراردادى نيست ؛ يعنى اين جور نيست كه ما به صورت قراردادى هزار تومان را ناقص و صدهزار تومان را كامل بناميم ، كه بعد آن را عكس كنيم و صدهزار تومان را ناقص و هزار تومان را كامل نامگذارى كنيم .
يا مثلًا شما در بحث تكامل انواع ، كه مطرح كردهاند ، چه مىگوييد ؟ تكامل يك امر نسبى است ؟ اگر كسى بگويد كه از ميان موجودات زنده يكىتك سلولى است و ديگرى مثل انسان پرسلولى است ، كمال انسان نسبت به آن تكسلولى يك امر نسبى است ؟
- در ايرادى هم كه ما به اين نظريه مىگيريم اتفاقاً همين را مىگوييم ، مىگوييم كه چون در اين نظريه مسألهء ارزشها مطرح نيست ، اين تكامل فقط تركيب اجزاء است . چه فرقى ميان يك تودهء سلول و يك سلول تنهاست ؟ استاد : نه ، حالا فهميدم شما چه مىگوييد . اين كه مىگوييد ، يك مسألهء ديگرى است . ما اين تكامل را در اين سطح حيوانى الآن داريم مطرح مىكنيم . شما مىخواهيد كمال انسانى را طرح كنيد و آن بيان شما راست است ولى مسألهء ديگرى است .
سؤال : مىگويند چرا خداوند موجودات را از اول در همان حد كمال نهايى قرار نداد ؟ استاد : چون غيرممكن است . چون حركت وجود دارد و اين حركت هم ذاتى است نه يك امر عارضى . مثل رفتن يك بچه از جايى به جايى نيست كه اول او را سرپا مىگذاريم و بعد مىگوييم بيا ، كه بتوانيم از اول او را بياوريم به اينجا .
سؤال : مگر موجودات ثابت وجود ندارند ؟
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥١