آن صورت است كه مىگوييم هر تغييرى كه رخ دهد كمال است ؛ در حالى كه ما مىخواهيم ببينيم اصلًا فعل خدا حكيمانه است يا نه ، بعد از اين مىتوانيم استدلال كنيم كه اين گندم كه رشد مىكند در حال رفتن به سوى كمالش مىباشد .
استاد : نه ، اجازه بدهيد توضيح دهم كه اين نسبى و غير نسبى با يكديگر اشتباه نشود . در حركتهاى مكانى كه يك شئ از اينجا حركت مىكند و به آنجا مىرود ، اين نزديك شدن و قرب ، نسبى است ، زيرا مثلًا فرض كنيد كه من اينجا نشستهام و آقاى امامى آنجا نشسته است . يك وقت شما آقاى امامى را معيار قرار مىدهيد . اگر يك شئ از اينجا حركت كند و به سوى ايشان برود ، لحظه به لحظه به ايشان نزديك مىشود . اگر در همان زمان مرا معيار قرار دهيد آن شئ لحظه به لحظه از من دور مىشود . در اينجا ملاك اين است كه ما چه چيزى را مبدأ و معيار قرار بدهيم ؛ يعنى اين مبدأ و معيار ، نسبى و قراردادى است .
ولى يك چيزها هست كه اينها امور نسبى نيستند ، كه اين امر برمىگردد به خود وجود ؛ يعنى يك شئ يك حد از وجود را دارد ، بعد بدون آنكه آن حد از وجود را از دست بدهد ، يك افزايشى ، يك امر ديگرى را به دست مىآورد ، اضافه بر آنچه كه قبلًا داشته است .
اول به عنوان مثال اين را ذكر مىكنيم : فرض كنيد كسى هزار تومان سرمايه دارد .
بعد كار مىكند ، فعاليت مىكند و سرمايه خود را به دوهزار تومان ، سپس به پنجهزار تومان و بعد به دههزار تومان مىرساند . اينجا آيا سرمايهاش افزايش پيدا كرده يا نه ؟
و به يك معنا كمال پيدا كرده يا نه ؟ خوب ، بله ، اينجا نمىگوييم يك امر نسبى است .
اگر سرمايهاش از دههزار تومان به پانصد تومان و يا صد تومان برسد نقص پيدا كرده است .
- در اينجا چون ما معيار قرار دادهايم كه « كمى » خوب نيست و « زيادى » خوب است .
استاد : نه ، صحبت از خوبى و بدى نيست ؛ كمال هست . كم و زيادى هست يا نه ؟
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 450
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥٠