تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
را بياورد توى بيابان با همديگر جمع‌كند و يك انسان بسازد ؛ چرا براى خلق انسان مىآيد از آميزش دو انسان با يكديگر و تشكيل مثلًا يك سلول و طى مراحل مختلف عمل مىكند ؟ همان اول اين كار را مىكرد . اينها توجه ندارند كه اين جور كار كردن كار انسانى است ؛ اين جور تصرف كردن در عالم ، تصرف يك موجود بالقوه است ، كار موجودى است كه خودش در جبر يك غايت قرار گرفته است ، براى رسيدن خودش به مصلحتى اين كار را مىكند . آنها فكرشان اين نيست كه [ خداوند ] براى رساندن اشياء به غايات و كمالات خودشان كه آن غايات و كمالات ، ذاتى و ضرورى اشياء است عمل مىكند . ميل و عشق و حركت به سوى او ذاتى اشياء است . از مطالب بسيار بسيار عالى در فلسفهء ملاصدرا همين است كه او ثابت مىكند كه حتى عشق اشياء به غاياتشان ناشى از عشق آنها به علل خودشان است . شيخ هم در اينجا يك جملهء خيلى خوبى دارد و مىگويد كه حتى طبيعت هم كه ميل به غاياتى دارد ، اين غايت همان افضل مايمكن است . مثلًا سنگ را كه رها مىكنيم ، مىگوييم كه او ميل دارد به اينكه به مركز زمين برود . اين ، غايتش نيست ، غايت او در واقع همان افضل مايمكن است ؛ يعنى هر موجودى غايتش اين است كه خودش را به عاليترين درجه‌اى كه برايش ممكن است برساند ؛ يعنى ميل به بالا رفتن ذاتى هر موجود است ، و چون ميل و عشق به غايات از عشق به علل ناشى مىشود ، اين است كه در نهايت امر غايت‌جويى همهء موجودات اين است كه مىخواهند به ذات حق كه علةالعلل است تقرب پيدا كنند . تشبه به ذات علت يعنى اينكه هر چه بيشتر به كمال مطلق نزديك شوند بيشتر متكامل مىشوند . اين است كه صدرالمتألهين مى گويد سرّ معاد و جملهء « إنّا لِلَّهِ وَ إنّا الَيْهِ راجِعونَ » و بازگشت به خداوند ، همان بازگشت اشياء و حركت اشياء به سوى غاياتشان است كه ذاتى همهء موجودات است . اين ، بيان ديگرى براى حكمت بود و بيان بسيار صحيح و درستى ، و خود حضرت آقاى طباطبائى هم در جاهاى ديگر همين بيان را قبول دارند . سؤال : ممكن است اين اشكال مطرح شود كه وقتى شما بشر را در نظر گرفتيد اصالت وجودى فكر كرديد ، يعنى گفتيد كه بشر يك چيزى را