انسان حكيم چه انسانى است ؟
انسان حكيم
9 انسان حكيم انسانى است كه اگر مىخواهد كارى را انجام دهد بهترين طرحها را در ذهن خودش براى آن كار مىريزد و بهترين نقشهها را براى آن طرح مىنمايد .
فرق انسان حكيم و غير حكيم در اين جهت است . انسان حكيم انسانى است كه بهترين طرحها را تهيه كند . كدام طرح بهترين طرحهاست ؟ از آنجا كه يك مقصد و مقصودى در كار است ناچار بايد بهترين مقصودها را انتخاب كرده باشد و بهترين شكلها و راههاى رسيدن به آن مقصود را هم انتخاب كرده باشد . آن وقت ما چنين كسى را « حكيم » مىگوييم .
پس حكيم بودن يك انسان به اين است كه در انتخاب مقصد بهترين مقاصد و اشرف مقاصد و افضل غايات را انتخاب كند و براى رسيدن به آن افضل غايات و اشرف مقاصد متقنترين راهها و بهترين وسيلهها را برگزيند . اين است كه در معنى حكمت ، هم عنصر علم وارد مىشود و هم عنصر عمل . براى انتخاب بهترين مقصدها كشف آن مقصد لازم است . پس عنصر علم و عنصر اراده ، و عنصر كشف و عنصر عمل هردو هست ؛ هم علم هست و هم عمل و كار . پس حكمت در مورد انسانها چنين است .
سؤال : اين بهترين بودن هم شرط مصلحت است ؟ استاد : بله ، معناى « مصلحت » همين است ، براى اينكه اگر انسان در ميان دو مقصد قرار بگيرد كه يكى مقصد اعلى باشد و ديگرى مقصد ادنى ، اگر مقصد اعلى را برگزيند حكيمانه است . مقصد ادنى فى حد ذاته نسبت به عدم انتخاب هر دو راه حَسَن است ، اما اگر مقصد اعلى هم در كار باشد آن مقصد احسن است و انتخاب مقصد ادنى در اين صورت حكيمانه نيست . ممكن است راههاى رسيدن به مقصد اعلى متعدد باشد ، مثلًا يكى بهترين و محكمترين و نزديكترين راه باشد و ديگرى دورترين و سستترين راه . باز هم حكمت اقتضا مىكند كه [ انسان ] افضل طرق را انتخاب كند و برود . اين ، معنى حكمت در انسان است .