1 . علم به نظام خير .
2 . علت بودن ذات واجبالوجود لذاته از براى همهء موجودات .
3 . رضاى حقتعالى به نظام خير .
پس در واقع اين جور مىشود : كونالواجب عالماً بنظام الخير و علة لنظام الخير و راضياً بنظام الخير ؛ ما به اين مىگوييم « عنايت » . از آن جهت كه مفهوم علم در آن هست عنايت را از باب علم و از مراتب علم مىنامند . مرحوم حاجى در شعر خود كه مىگويد :
إذ يكشف الأشياءُ مرّاتٍ له * فذا مراتبٍ يبانُ علمه
عنايةٌ و قلمٌ لوحٌ قضا * و قدرٌ سجلّ كونٍ يُرتضى « 1 »
اولين مرتبهء علم الهى را « عنايت » مىنامند ، يعنى آن علمى كه مبدأ از براى همهء موجودات است ، علمى كه مقدمترين علمهاست ، علمى كه مناط صدور موجودات و مبدأ صدور موجودات است .
پس در تعريف شيخ ، عنايت عبارت است از : كون الواجب عالماً بنظام الخير لذاته و علةً لنظام الخير لذاته و راضياً بنظام الخير .
در اينجا قهراً بحث « شر » به اين صورت مطرح مىشود كه هر چيزى كه وجود پيدا مىكند بايد تحت عنايت حق تعالى باشد ، يعنى مشمول علم عنايى باشد . علم عنايى هم كه علم به نظام خير است . پس شر چگونه وجود پيدا مىكند ؟ حق تعالى راضى به نظام خير است ، آيا شر هم مرضىّ حق تعالى هست يا نيست ؟ اين راجع به كلمهء « عنايت » كه شيخ در اينجا بيش از اين دربارهء آن بحث نكرده است .
معنى « حكمت »
از اين مهمتر خود كلمهء « حكمت » است و حق اين بود كه اينها راجع به كلمهء « حكمت » بحث مىكردند ، چون همانطور كه گفتيم اگرچه بيشتر كلمهء « عنايت » را به
هامش
( 1 ) . شرح منظومه سبزوارى ، المقصد الثالث ، الفريدة الثانية ، غرر فى مراتب علمه .