تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
بوده است .

نظرات متكلمين در ربط حادث به قديم

متكلمين مىگويند اگر چيزى قديم باشد بىنياز از علت است . حكما مىگويند منافات ميان قديم بودن و مخلوق بودن نيست . متكلمين مىگويند : « العالم متغير ، و كل متغير حادث ، فالعالم حادث . » حكما صورِ در مقابل ماده ، اعراضِ در مقابل جوهر ، و نفس را حادث مىدانند . در واقع فقط ماده را قديم مىدانند . به هر حال هر دو دسته دچار اشكال ربط حادث به قديم هستند . متكلمين كه كل عالم را حادث مىدانند و حكما كه صور و اعراض را حادث مىدانند ، ربط حادث به قديم را چگونه حل مىكنند ؟ متكلمين مىخواهند به شكلى جواب بدهند ؛ مى گويند كه اين حرف در فاعل بالجبر درست است نه در فاعل مختار كه فعل او از اراده است . حكما مىگويند كه ما نقل كلام به آن اراده مىكنيم . آيا آن اراده حادث است يا قديم ؟ بعضى طور ديگرى تعبير كرده‌اند ، گفته‌اند اراده قديم است و مراد حادث است . مثلا اراده مىكنيم كه امرى را يك سال بعد تحقق دهيم . اين هم حرف بىاساسى است . در هيچ موردى امكان ندارد كه بدون اينكه تغييرى در ناحيه فاعل يا قابل يا شرايط ديگر حاصل شود ، در معلول تغييرى صورت گيرد . بعضى مىگويند شايد مصلحتى بوده است كه اين مصلحت همان توقيت زمانى را توجيه مىكند . جوابش اين است كه مصلحت در داخل عالم معنى دارد نه در خارج عالم . مثلا اگر يك هدفى داشته باشيم و راههاى مختلفى پيش روى ما باشد ، انتخاب راهى كه ما را بهتر به هدف مىرساند مصلحت است . اما براى خلق عالم كه هنوز چيزى وجود ندارد ، حتى زمان هم وجود ندارد كه بگوييم عالم در اين زمان خلق شود يا در آن زمان . پس با توجه به اين كه واجب‌الوجود واجب من جميع الجهات است ، و با توجه به اين كه با فرض عدم عالم ، زمانى هم وجود ندارد و مصلحت معنى ندارد ، بيان متكلمين مردود است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 390 | مرتضى مطهرى