ادامهء بحث ربط حادث به قديم
« 1 »
مسألهاى كه در اينجا مطرح است حتى اوسع از مسألهء ربط حادث به قديم است ، بلكه به طور كلى بحثى است مربوط به علت و معلول .
يك وقت مسأله را چنين طرح مىكنيم : معلولاتى داريم كه حادثند و اين معلولها بدون شك منتهى مىشوند به ذات واجبالوجود كه قديم است . اين چگونه ممكن است ؟ چون يا اين است كه ذات واجبالوجود علت تامهء حادثات هست يا نيست .
مىدانيم كه علت تامهء حادثات است ، پس چگونه معلولش از او انفكاك پيدا كرده است ؟ در اينجا يك جوابى داده شده كه : درست است كه همه معلول واجب هستند ، ولى معلول بلاواسطه نيستند .
در پاسخ مىتوان گفت : فرق نمىكند كه آنها را مستقيماً معلول بدانيم يا معالواسطه ، بالاخره همان اشكال ربط حادث به قديم باقى مىماند .
هامش
( 1 ) . [ ظاهراً استاد شهيد اين فصل را در سه جلسه بحث كردهاند ولى متأسفانه نوار جلسه دوم و سوم آن در دست نيست . به همين جهت اين دو جلسه با استفاده از دستنوشتهء شهيد قندى تنظيم شده است كه در يك بخش عرضه مىگردد . ]