تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و أنّه واحد من حيث هو غير مشارك ألبتة فى وجوده الذى له ، فهو بهذه الوحدة « 1 » فرد ، و هو واحد لأنه تام‌ّالوجود ما بقى له شىء ينتظر حتى يتم ، و قد كان هذا أحد وجوه الواحد . و ليس الواحد فيه الّا على الوجه السلبى ، ليس كالواحد الذى للأجسام ، لاتصال أو اجتماع أو غير ذلك مما يكون الواحد فيه بوحدة هى معنى وجودى يلحق ذاتا أو ذواتا .

تفاوت « واحد » و « احد »

او واحد است از آن نظر كه شريكى ندارد . در مورد كلمهء « واحد » اين توضيح را عرض كنم . واحد يعنى يك [ و اين با « احد » فرق دارد . ] همانطور كه در فارسى ميان « يك » و « يگانه » فرق است . يك است يعنى مثل و نظير ندارد . « يگانه » به يك معنايى كه كمى بسيطتر است مىگويند . يگانه است يعنى اصلًا در ذات او جز وحدت چيزى نيست ، در ذاتش كثرتى نيست . شيخ كلمهء « واحد » را در اينجا به هر دو معنا اطلاق كرده است ، هم به معنى اين كه غير منقسم است و هم به معنى اين كه مشارك ندارد . ولى در اصطلاحات عرفا بالخصوص و در اصطلاحات فلاسفهء ديگرى مثل صدرالمتألهين واحد را با احد فرق مىگذارند . اگر مىگويند واحد است ، يعنى يك است ، لامثل له و ليس كمثله شئ . و اگر مىگويند احد است ، يعنى غير منقسم است و بسيط است و هيچ تركبى به هيچ نحو از براى او نيست . سؤال : چرا مىگوييم واجب من جميع الجهات ؟ آن وقت چگونه مىتوانيم بگوييم اراده وجود دارد . استاد : چرا ؟ - وقتى اراده را قائل بشويم اختيار را هم قائل مىشويم [ و اين با وجوب من جميع‌الجهات جور درنمىآيد . ]
هامش
( 1 ) . در نسخه « بهذه‌الوجوه » دارد كه بهتر است ؛ يعنى او به اين وجوه متعدد ، فرد است .