تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
پس بوعلى [ در مورد علم واجب تعالى به اشياء ] از اين راه وارد شده ، كه اين نظر بوعلى را از جنبه‌هاى زيادى رد كرده‌اند .

علم واجب تعالى به جزئيات زمانى

بعد از اين ، بوعلى يك مسألهء خاصى را طرح كرده كه اين مسألهء خاص بعدها منشأ تاخت‌وتازهاى زيادى به او شده است و حتى بعضى بوعلى را در اينجا به خاطر اين نظر تكفير كرده‌اند ، كه از جملهء آنها غزالى است ؛ و آن مسألهء علم به جزئيات است ، علم به جزئيات زمانى .

طرح اشكال

اشكال اين است كه علم به امور متغير زمانى ، چه علم فعلى باشد و چه علم انفعالى ، خواه‌ناخواه به تبع آن معلوم متغير است ، نمىتواند متغير نباشد ؛ به اين معنا كه آن علم جايش را به علم ديگرى مىدهد . مثلًا ما علم داريم كه زيد فردا مىآيد . الآن علم ما چيست ؟ علم ما اين است كه زيد فردا مىآيد . اين علم به اين شكل و صورت است . فردا مقارن آمدن زيد آيا باز هم علم ما اين است كه زيد فردا مىآيد ؟ يا علم ما اين است كه زيد دارد مىآيد و الآن در حال آمدن است ؟ روز بعد آيا علم ما اين است كه زيد خواهد آمد و يا زيد دارد مىآيد ؟ يا علم ما اين است كه زيد آمد ؟ معلوم است كه علم ما اين است كه زيد آمد ؛ يعنى علم به تبع معلوم متغير مىشود . از جنبهء ديگر : مثلًا قرار است كه فلان شخص فردا ساعت 8 با قطار وارد شود . الآن كه 4 بعدازظهر است ، من علم دارم كه زيد شانزده ساعت ديگر با قطار وارد مىشود . يك ساعت بعد علم من اين است كه او پانزده ساعت ديگر وارد مىشود . يك دقيقه بعد علم من اين است كه او يك دقيقه مانده به پانزده ساعت وارد مىشود . اين علم دائماً به تبع معلوم متغير است . آن وقت اشكال اين است كه در ذات واجب‌الوجود چگونه علم قبل از معلوم فرض مىشود ، حال آنكه واجب‌الوجود نمىتواند محل تغيرات باشد . در غير واجب‌الوجود يعنى در موجود ممكن مانعى ندارد . مانعى ندارد كه علم ما دائماً راجع به امور جزئى متغير و متبدل شود . البته راجع به امور كلى چنين نيست . راجع به امور