تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
تعالى به غير ، غير ذات آنهاست ، ولى علم حق تعالى به غير ، قبل از اشياء است ، يعنى علم قبل از اشياء ثابت مىشود . آن وقت يك مطلب ديگر باقى مىماند و آن اين است كه آيا مىتوان اثبات كرد كه علم حق تعالى به اشياء عين ذات باشد ؟ اين را نه بوعلى اثبات كرد و نه شيخ اشراق . آيا مىشود كه علم حق تعالى به اشياء قبل از اشياء باشد و در عين حال عين ذات باشد ؟ اين آن بيان خاصى است كه صدرالمتألهين آورده ، راجع به علم اجمالى در عين كشف تفصيلى . آن ديگر از حدود اين بحثها عجالتاً خارج است . اينها را گفتيم تا كمى تاريخچهء مسألهء علم را روشن كرده باشيم .

علم ارتسامى واجب به اشياء

بوعلى روى بيان خودش جلو مىآيد . قبلًا معلوم شد كه از نظر بوعلى علم حق تعالى به اشياء چيزى نظير علم حصولى است . البته كلمهء « حصولى » را به كار نمىبرد ، چون بوى علم انفعالى مىدهد ؛ و گفتيم كه بوعلى مىگويد علم حق تعالى علم انفعالى نيست ، علم فعلى است ، در مقابل علم انفعالى . بوعلى علم حق تعالى به اشياء را « علم ارتسامى » تعبير مىكند . پس آنچه كه بوعلى اثبات كرده است اين است كه علم حق تعالى به ذات حق تعالى علم حضورى است و ارتسامى هم نيست ؛ و علم حق تعالى به غير ، علم ارتسامى است و مقدم بر معلوم است و عين ذات حق تعالى نيست و مغاير با ذات حق تعالى است . پس بوعلى روى اين بيان جلو مىآيد ، و ديديم كه از راه علت و معلول هم وارد شده . سؤال : چطور مىتوان اين دو امر را جمع كرد كه صور مرتسمه باشد و انفعال نباشد ؟ استاد : چون آن علم ، علت است . گفتيم كه علم فعلى كه در مقابل انفعالى قرار مىگيرد ، علم ارتسامى هم هست ؛ مانند علم يك نفر مخترع به آن امر مخترَع خودش ، كه قبل از وجود مخترَع است و مخترِع با قوهء متخيله و خلاقه‌اى كه دارد آن را ابداع مىكند ؛ نه اينكه يك شئ را در خارج مىبيند و بعد از روى آن اختراع خود را مىسازد . آنچه در نهج‌البلاغه آمده است كه « انْشَأَ الْخَلْقَ انْشاءً وَ ابْتَدَأهُ ابْتِداءً بِلا
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 327 | مرتضى مطهرى