هركدام يك خصوصيت فصلى دارند .
يا اينكه وجه امتيازشان به اين است كه يكى از آنها يك خصوصيت وجودى دارد و ديگرى آن خصوصيت وجودى را ندارد ؛ اين هم يك فرضى است ؛ مثل چى ؟
اين كه دو چيز داشته باشيم كه هردو در يك امر مشترك باشند و يكى از آنها آن مشترك را داشته باشد بعلاوهء يك امر ديگر ، و ديگرى آن مشترك را داشته باشد ولى آن امرِ بعلاوه را نداشته باشد ؛ يعنى فرقش با آن ديگرى اين است كه آن علاوه را ندارد . ببينيد : ما در مواردى نظير اين را داريم ؛ حال آن خصوصيتش چيست ؟ مثلًا خط نيممترى و خط يك مترى دو چيز هستند و متمايز از يكديگرند و وجه مشترك هم با يكديگر دارند . وجه مشتركشان اين است كه هر دو خط هستند و بلكه هر دو خطى هستند كه در اين جهت مشتركند كه به اندازهء نيممتر ، هم اين از خط بودن برخوردار است و هم آن . اما از اين جهت متمايزند كه خط يكمترى در واقع خط نيممترى است بعلاوهء نيممتر ديگر ، و خط نيممترى فقط همين نيممتر را دارد بدون اينكه آن نيممتر ديگر به آن ضميمه شده باشد .
پس مابهالاشتراك خط نيممترى با خط يكمترى اين است كه [ فقط نيممتر دارد ] و آن نيممتر ديگر را ندارد ، و وجه امتياز خط يكمترى از خط نيممترى اين است كه آن نيممتر اضافه را دارد ؛ يعنى وجه مشتركشان همان است كه خط نيممترى دارد .
در باب حيوانات معمولًا چنين است كه براى هر حيوانى يك فصل اثباتى و ايجابى جستجو مىكنند . مىگويند حيوان يك امر مشترك ميان همهء انواع حيوانات است و هر نوعى از حيوانات يك فصل مميّز وجودى دارد از ديگران . البته كسى ادعا نمىكند كه اين فصلها را كشف كرده است ، ولى مىگويند چنين فصلى وجود دارد ، گو اينكه نمىتوانند فصول را كشف كنند . در انسان به لفظ « ناطق » به آن فصل مميّز اشاره مىكنند ، و يا مثلًا در اسب به « صاهل » اشاره مىكنند ، در حالى كه « صاهل » كه به معنى شيهه زن است يك امر عرضى است و نمىشود امر ذاتى باشد ، ولى از باب اين كه امر ذاتى آن را نمىدانيم ، آن امر عرضى را به كار مىبريم ، اما مىدانيم كه آن مميّز ذاتى هست . همچنين در الاغ به « ناهق » اشاره مىكنند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٢١