تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
وجود است .

پيدا شدن عدد از وحدت

راجع به اينكه عدد چگونه از وحدت انشاء و پيدا مىشود سه جور گفته‌اند : أحدها على وجه العددى . و الثانى على وجه العدد التعليمى . و الثالث على وجه التكرار . أمّا وجه العدد العددى فجعلوا الوحدة فى أوّل الترتيب ، ثمّ الثنائيّة ، ثمّ الثلاثيّة . و أمّا العدد التعليمى : فجعلوا الوحدة مبدءا ، ثمّ الثانى ، ثمّ الثالث ، فرتّبوا العدد على توالى وحدة وحدة . و أمّا الثالث فجعلوا انشاء العدد بتكرار وحدة بعينها لا بإضافة اخرى إليها . ببينيم مقصود از « عدد عددى » و « عدد تعليمى » چيست و چه فرقى با يكديگر دارند . آيا مىخواهد فرقى بگذارد ميان 1 و 2 و 3 و 4 با يكم و دوم و سوم و چهارم ؟ آيا يكى را « عدد عددى » ناميده و ديگرى را « عدد تعليمى » ؟ در يك جا مىگويد : « ثم الثنائية ثم الثلاثية » و در جاى ديگر مىگويد : « ثم الثانى ثم الثالث » . به نظر مىرسد چنين باشد : در يك وجه كه اسمش « عدد العددى » است ، وحدت اساساً مبدئيت ندارد بلكه خودش اولين عدد است ؛ و از جنبهء تعليمى ، وحدت مبدئيت دارد . در كتاب شهرستانى هم خوانديم كه اينها گاهى وحدت و واحد را داخل در عدد دانسته‌اند و گاهى خارج از عدد . پس بنا بر وجه « عدد العددى » وحدت هيچ مبدئيتى ندارد و خودش اولين عدد است ؛ ولى در وجه « عدد تعليمى » وحدت داخل در عدد نيست و مبدأ عدد است و اولين عدد 2 خواهد بود . امّا وجه سوم اين است كه اساساً ترتيبى در كار نيست . ببينيد ! در نوع اول مىگفتيم كه وحدت خودش عدد اوّل است ، بعد عدد دوم و بعد سوم ؛ و اگر سؤال مىشد كه 3 چه عددى است ؟ مىگفتيم عدد 2 بعلاوهء 1 . در نوع دوم هم كه 2 اولين عدد بود به همين صورت حساب مىكرديم ، اعم از اينكه وحدت را داخل در اعداد بدانيم يا خارج از اعداد . تعبير ديگر اين است كه تمام اعداد مستقيماً از وحدت به وجود مىآيند . مثلًا عدد 4 ، 3 بعلاوهء 1 نيست . اين در سخنان فلاسفهء ما از جمله در اسفار هم مطرح است و در باب ماهيت اعداد كه بحث مىكنند مىگويند : آيا مثلًا ماهيت « عشره » عبارت است از تسعه مع واحد ؟ يا خمسه و خمسه ؟ يا اينكه اينها از