تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
مربوط به نفس انسان است هزار عامل مخفى وجود دارد كه براى انسان امكان ندارد بتواند آنها را تحت حساب خود در آورد . حتماً آدمى كه از دو نان يكى را انتخاب مىكند ، بالاخره در نفسش يك مرجّحى براى يكى از آن دو پيدا مىشود ، منتها انسان نمىتواند اينها را پيدا كند . اين مثالى كه شما مىزنيد اگر داراى عوامل خيلى ساده‌اى بود ما مىتوانستيم اين عوامل را احصا كنيم و يقين پيدا كنيم كه هيچ عامل ديگرى وجود ندارد و تا ابد هم كسى نمىتواند عاملى را كشف كند . در آن صورت جاى آن بود كه بگوييد شما مىگوييد اين محال است ولى مىبينيد كه واقع شده است ، ديگر چه مىگوييد ؟ اما در اينجا واقع اين است كه ما عامل را نمىشناسيم ؛ و « عامل را نمىشناسيم » غير از اين است كه عاملى وجود ندارد . در بعضى از موارد عدم الوجدان يدلّ على عدم الوجود اما در بسيارى از موارد عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود . من اگر دست در جيبم كنم و بخواهم كليد در يك حجره را پيدا كنم ولى نيابم ، مىگويم نيست ، با اينكه حسّ من نمىگويد نيست ( و حس من نمىگويد هست ) . وقتى كه من داخل جيبم را نگاه مىكنم حس من به من از كليد خبر نمىدهد ، ولى آنجا من سكوت نمىكنم ، خبر به عدم مىدهم ، مىگويم نيست ؛ زيرا در ذهن من فورا يك قياس مخفى تشكيل مىشود كه « لو كان لبان » اگر بود ظاهر مىشد ، « لو كان لأحسست » اگر مىبود من آن را احساس مىكردم ؛ كه كليد قابل لمس است ، دست من هم سالم است ، بنابراين اگر كليد در جيب من بود خبردار مىشدم . اينجا از آن جاهايى است كه عدم الوجدان يدلّ على عدم الوجود . ولى در غالب موارد عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود . امروز مثالهايى از نظر علمى مطرح مىكنند كه مثلًا در درون اتمها گاهى يك جهشها و تغييراتى ديده مىشود بدون اينكه هيچ عاملى وجود داشته باشد . ولى آيا علم بشر مىتواند ادعا كند كه حتى علم در آينده هم نمىتواند يك عامل براى اين تغييرات كشف كند ؟ بله ، به حسب سطح علم امروز يك سلسله پديده‌ها در درون ذرات ديده شده بدون اينكه هيچ عاملى بشود براى آنها كشف كرد . از نظر علم نمىدانيم عاملى دارد يا نه . ولى از نظر فلسفه محال است كه عاملى نداشته باشد ، حتماً عاملى دارد . بعضىها خواسته‌اند از اين موضوع يك استفادهء الهى بكنند ، گفته‌اند اينجا ديگر ارادهء خداست ، در حالى كه ارادهء خدا نمىتواند به صورت يك عامل جزئى در يك امر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 400 | مرتضى مطهرى